
نظر سنجی
نظر دهید که کدام نام برای یک شرکت زیباتر است؟
شرکت پارس شیمی سیرجان (سیرجان: نام شهری در استان کرمان)
شرکت شیمی پارس سیرجان
شرکت آریا شیمی سیرجان
جزییات کار را در آینده به عرضتان خواهم رساند.
عيد قربان
عيد قربان يكي از اعياد بزرگ مسلمين است در روز دهم ذيالحجه كه آن را اضحي نيز
در اين روز حاجيان بيتالله الحرام گوسفند يا شتري را ذبح ميكنند و آن در غير حج مستحب مؤكد است، چنانكه از حضرت رسول (ص) رسيده:
اينكه خداوند روز اضحي را عيد قرار داده تا فقرا گوشت فراوان به دستشان رسد، پس به آنها گوشت بخورانيد.
اميرالمومنين (ع) فرمودهاند: اگر مردم ميدانستند كه قرباني در روز عيد اضحي چه اجري دارد وام ميگرفتند و قرباني ميكردند، چرا كه با اولين قطره خون آن صاحب قرباني آمرزيده گردد.
قرباني و عيد قربان در اسلام
اين روز سالروز دستور قرباني اسماعيل است به ابراهيم خليلالله. خداوند كه اسماعيل را پس از سالهاي طولاني به ابراهيم هديه كرده بود اكنون او را در معرض آزمايشي بسيار سخت قرار داده و خواهان قرباني اسماعيل است.
از او خواسته شده كه اسماعيل را كه اكنون نهالي برومند شده، جواني جان ابراهيم و تنها ثمره زندگياش است را قرباني كند.
در اين لحظه بتشكن تاريخ خود در هم ميشكند، از تصور پيام ميشكند، اما فرمان فرمان خداست. ابراهيم بايد انتخاب كند.
در پايان يك قرن رسالت خدايي در ميان خلق، يك عمر نبوت و امامت مردم و جهاد عليه شرك و پايهگذاري توحيد و شكستن بت و نابودي جهل و از همه جبههها پيروز بيرون آمدن و از همه مسئوليتها موفق بيرون آمدن، هيچ جا به خاطر خود درنگ نكردن و از راه گامي در پي خويش منحرف نشدن هميشه و همهجا خوب امتحان دادن... حال ميبايست انتخاب سختي ميكرد، وسوسههاي شيطان كار را دو چندان سخت ميكرد.
به هر حال ابراهيم آن بنده مخلص خدا به پيام حق تسليم شد، او اين پيام را با هزاران رقت به اسماعيل منتقل كرد؛ شرمگين و خسته، اما اسماعيل با آرامشي قلبي به او اعلام كرد تسليم امر خدا باش و خواهي ديد من از صابران خواهم بود.
ابراهيم شگفتزده بود. شروع به قرباني كرد، در كمال انسانيت به اوج رسيده بود، او غريزه فرزند دوستي را زير پا گذاشته و به صعود به عشق حقيقي عينيت ميبخشيد، حال كه از آزمايش الهي سربلند شده، معبود او گوسفندي را براي ذبح ميفرستد. چقدر زيباست حس آزادگي از تعلقات و چقدر زيباتر حس عاشقانه عابد و معبود. و حجاج به پاس بزرگداشت آن روز، در منا گردهم ميآيند. ابراهيمگونه تعلقات خود به هر آنچه رنگ دنيايي و غيرخدايي دارد را ميبايست قرباني كنند.
اسماعيل در وادي كيست؟ ثروت و مال، موقعيت و مقام، كسب و كار، زن و فرزند و... هر آنچه تو را از انسان بودنت دور خواهد كرد.
آري در اين روز بزرگ بايد آنچنان به يقين قلبي دست يافته باشي كه تمام نفسانيات را قرباني كرده، در خود زمينه رشد تقوا را ايجاد كني تا پله پله به قرب معبود ازلي نزديك و نزديكتر شوي.
و خوشا آنان كه از اين فرصت به خوبي استفاده ميكنند و ابراهيموار از اين آزمايش سربلند بيرون ميآيند.
ريشه قرباني در اديان و ملل گوناگون
قرباني چيست؟
پيشكش آوردن است، چيزي كه در قرباني مهم است بيشتر آن چيز بايد مظهر ارزش يا خلوص باشد نه استفاده اتفاقي از يك جنس مازاد.
آن قدر فرد قرباني كننده به آن چيز تعلق داشته باشد كه براي نتيجه بخش بودن اين عمل در حين اجراي عمل قرباني حالت از دست دادن چيزي با ارزش در او ديده شود.
پيشكش يك شيء در بسياري از زمينههاي ديني متداول است. پيشكش ممكن است جاندار يا بيجان باشد.
جاندار، حيواني يا در حالت افراطي انساني نيز بوده است و چيز بيجان مثل غلات، برنج و شير را پيشكش ميكردند
كه هدف اين نوع قربانيها، خشنود كردن خدايان مربوطه، طلب نعمت يا كسب نتايج مطلوبي چون موفقيت در جنگ يا دوركردن مريضي يا شكرگزاري باشد.
در هر حال امر قرباني از آغاز تاريخ بشر وجود داشته و در پارهاي از موارد به علت افراط در آن در برخي اديان و ملل منسوخ گشته، مثلاً در ايران آرياييهاي مقيم اين فلات آنچنان در امر قرباني افراط ورزيدند، حتي در مسأله قرباني انساني نيز حد اعتدال را به طور وحشتناكي ردكردند كه زرتشت با آن مبارزه سختي كرد و قرباني را از آيين خود كمرنگ و حذف نمود.3
منشأ تشريع قرباني
اين مطلب را با طرح يك سؤال آغاز ميكنيم، آيا خداوند بندگان را مأمور كرده حيواني را ذبح كنند بدون هيچ فايده و نتيجهاي؟
آنچه مسلم و عقلاني است اين است كه مقصود خالق حكيم از ذبح حيوان به مصرف رساندن و احسان مستمندان و قانع آبرومند است كه اين معني منصوص و صريح كتاب مجيد است. بنابراين ذبح حيوان به هدف تأمين ارزاق و كثيري از حوايج ديگر انسانهاي نيازمند است.
( يذكروا اسم الله فيايام معلومات علي ما رزقهم من بهيمه الانعام فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير) سوره حج-28،29
نام خدا را در روزهاي معلوم ياد نماييد بر آنچه ايشان را از چهارپايان روزي كرده. پس از گوشت آنها بخوريد و سختي كشيده فقير را از آن اطعام نماييد.
بعد از 7 آيه مجدداً ميفرمايد:
والبدن جعلناها لكم من شعائرالله لكم فيها خيراً ، فاذكروا اسمالله عليها صواف فاذا وجبت جنوبها فكلوا منها و اطعموا القانع و المعتر كذلك سخرناها لكم لعلكم تشكرون(حج36)
و شتران تنومند را براي شما از شعائر الهي قرار داديم، در اين شتران براي شما خير است، پس هنگامي كه آنها براي نحر رديف شدند نام خدا را بر آنها ذكر كنيد، پس چون پهلوي آنها فرود افتاد از آنها بخوريد و به درماندگان آبرومند و فقيراني كه در معرضند بخورانيد، ما اين شتران را براي شما رام و سخر گردانيديم تا تشكر ايزد تعالي را بجا آوريد.
پس منشأ قرباني بر طبق آيات قرآني چيزي نيست جز ياري رساندن به مستمندان و گرسنگان. از سوي ديگر ريختن خون حيوان اگر بدون دليل و استفاده خاصي باشد در اسلام منع شده است. چنانكه پيامبر فرمود: به قتل مرسان گوسفند يا شتري را مگر براي خوردن.
يا در جاي ديگر فرمودند:
كسي كه گنجشكي را بيهوده به قتل رساند، روز قيامت در پيشگاه خداوند فرياد ميزند و ميگويد:
پروردگارا، فلان كس مرا بيهوده كشت نه براي بهره گرفتن.
منظور از بيان اين دو روايت طرح هدفمند بودن آيين قرباني در اسلام است.
موضوع وجود حق فقرا در قرباني به حدي اهميت دارد كه غير از هدي تمتع و قران، خوردن گوشت ساير قربانيهاي كفارات حج بنابر مشهور بر صاحبش حرام است.
حتي در برخي روايات به مسلمين توصيه شده كه براي قرباني بهترين و فربهترين حيوانها را انتخاب كنند تا گوشت كافي به اهل استحقاق برسد.
اگر اين مسائل به خوبي رعايت ميشد عدالت اقتصادي و اجتماعي در جامعه مسلمين برقرار ميشد و فقرا به حق تعبيه شده خودشان در اموال ثروتمندان ميرسيدند و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه اسلامي مشاهده نميشد.
هدف باطني قرباني
قرباني يكي از شعائر الهي است كه اجراي آن ايجاد تقوا ميكند:
«و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب»
كسي كه شعائر خدا را بزرگ شمارد، و بر وفق آنها رفتار نمايد تقوي در قلبش راسخ ميگردد و تا اجل مسمي يعني تا آخر عمر از عمل به آن شعائر منتفع ميشود، چرا كه احكام الهي كه شعائر الهي ميباشند به منظور احراز منافع و مصالح دنيا و آخرت مردم وضع شدهاند و اين آيه افاده ميكند كه اعمال حج و از آن جمله قرباني از آغاز تا انجام رو به سوي او داشتن و سير به سوي خداوند است.
پس در نتيجه يكي ديگر از اهداف دنبال شده در قرباني قرب به خداوند و نزديك شدن به حريم امن الهي است. اين شعائر كه قرباني از جمله آنها ميباشد هدفش ايجاد تقوا در قلبهاست.
چنانكه خداوند ميفرمايد: لن ينال الله لحومها ولادماؤها و لكن يناله التقوي منكم.
گوشتهاي قرباني و خونهايي كه در آن هنگام ريخته ميشود هرگز به خدا نميرسد، ولي آنچه به او ميرسد تقواي شماست.
يعني قربانيكنندگان تنها با انجام عمل ظاهري قرباني به رضاي حق و مقام قرب نايل نميشوند، مگر اين عمل با خلوص نيت و موافق شرايط تقوي و دوري از منكرات و مناهي، پس در صورتي كه اين حقايق را كه مقصد اعلي حج و ساير عبادات است را به دست نياوري، قرباني كردن هر چند زياد باشد و قرباني فربه براي آنان سودي نخواهد داشت.
و از اسرار حج همين است كه حجاج در كنار اين اعمال ظاهري بايد صاحب تقوي شوند، يعني با خلوص نيت و ايمان شديد قلبي آنها را بجا آورند تا حج مقبولي داشته باشند.
يك نكته جالب در امر قرباني جايگزيني روزه است كه البته مشروط به 2 شرط است:
1- حيوان براي قرباني نباشد 2- فرد استطاعت قرباني را نداشته باشد.
قرآن مجيد ميفرمايد:
كسي كه عمره را به حج رسانيد پس آنچه از قرباني كه در توانش باشد انجام دهد، پس آن كس كه نيابد سه روز در ايام حج روزه دارد و هفت روز هنگام بازگشت به وطن. (بقره- 196)

نتيجهگيري و خلاصهاي از اسرار و فلسفه قرباني
1- فداكردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله حكمتهاي قرباني است.
2- امر قرباني ظاهر و باطني دارد، ظاهر آن ذبح حيوان است به هدف دستگيري از گرسنگان، باطن آن كشتن نفس اماره است.
انسان كه در عرفه به شناخت و در مشعر به شعور و آگاهي رسيد، امروز با كسب اطلاعات كافي درمورد خويش و خداي خويش بايد حيوان نفس را قرباني كند تا از اين طريق به اوج كمال خود نايل شود.
3- در برخي روايات قرباني را سبب آمرزش گناهان نيز دانستهاند و گفته شده، با ريختن اولين قطره خون قرباني گناهان صاحبش بخشيده ميشود (البته شرط اخلاص را نبايد فراموش كرد).
4- سير كردن گرسنگان، همانطور كه گفتيم قرآن فرموده: فكلوا منها واطعموا القانع و المعتر، از گوشتهاي قرباني هم خودتان ميل كنيد هم به قانع و فقير دهيد.
5- هدف عالي قرباني «تقوا» است.
قرباني بايد از روي خلوص نيت انجام پذيرد تا سبب شكوفايي روح ايثار، نشان دادن ميزان عشق و قرب به خدا باشد. تا تقوا در دل و قلب مسلمان ايجاد شود.
عید سعید قربان بر همگان مبارک باد
روش های حفظ کیفیت و جلوگیری از گرفتگی صدا برای آوازخوانان
منشا تولید صدا حنجره است و موثرترین قسمت حنجره که در تولید صدا نقش دارد، تارهای صوتی است که کوچکترین تار عضلانی بدن نیز به حساب می آید. پوشش مخاطی پیچیده ای از این تارها محافظت می کند و صدای تولید شده با تارهای صوتی که صوت با فرکانس پایه ای گفته می شود، کیفیت کلام را ندارد و این صوت اولیه با عبور از قسمت های مختلف حلق و دهان و بینی که در اصطلاح آن را تونل صوتی گویند، فرم کلامی را پیدا می کند. فرکانس پایه ای حنجره در خانمها ۲۴۰ هرتز است. یعنی ۲۴۰ بار در ثانیه این تارها به لرزش در می آیند. به بیان ساده، خانم ها برای تولید صدا به مدت ۵ ثانیه ۱۲۰۰ بار تارهای صوتی خود را به لرزش در می آورند ولی در آقایان فرکانس پایه ای حنجره ۱۴۰ هرتز است و علت اختلاف اصلی بین صدای آقایان و خانم ها تفاوت فرکانس پایه ای است و به همین دلیل صدای خانم ها زیرتر از آقایان است. در این پست، با استفاده از چند منبع مطالبی را در باره ی روش های حفظ کیفیت صدای آوازخوانان تهیه کرده ام. امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.
کاربران حرفه ای صدا کسانی هستند كه در زندگي حرفه اي آنها. ارزش بسيار زيادي به كيفيت بالاي صدا داده مي شود: مانند خوانندگان اپرا یا آواز اصیل ایرانی که گاهی دستخوش بیماری های ناخواسته ی صدای خودشان می شوند. صدا درماني این عده از افراد عموما سه كانون دارد: اولا درمان ماهيتا علامتي است، مثلا اگر صداي بيمار منوتون و يكنواخت است كلينيسين به بيمار كمك مي كند كه دامنه بسامد صدا و اصواتش را وسيع تر نماید. دوم اينكه كلينيسين همانگونه كه بيمار را در جهت شناسائي و حذف رفتار هاي آوائي معيوب و نادرست كمك مي كند، در ضمن به او ياري مي كند كه عوامل محيطي( مانند آلوده كننده ها. و تجمعات پر سرو صدا) را هم كه صداي طبيعي او را تهديد مي كنند. پايش و كنترل كند. اين هدف ها در مواردي هم كه درمان هاي طبي بيشتري لازم است، مفيدند زيرا برگشت گرایي را كاهش مي دهند. نمونه اي از آن، بيماري است كه مبتلا به ندول تار هاي صوتي است. اين اختلال اغلب تنها به صدا درماني پاسخ مي دهد، اما در بعضي موارد نيازمند عمل جراحي هست. در اين موارد. درمان صوتي باعث مي شود كه رفتار هاي صوتي ايجاد كننده يا نگهدارنده ندول صوتي از ميان برداشته شود و الگوهاي رفتاري طبيعي تري به وجود آيد. بسياري از اوقات، درمان صوتي بايد كانون ملموس سومي نيز داشته باشد و آن همانا، تصوير مشخص صداي بيمار است. براي طبقه بندي اثرات اختلالات حنجره بر صدا آنها را به دو دسته تقسيم می كنيم: ناهنجاري هايي كه بر توده تارهاي صوتي تاثير مي گذارند و آنهایي كه در نزديك شدن تار ها به هم ايجاد اشكال مي كنند. اختلالات مربوط به توده معمولا به صورت افزايش حجم تار هاي صوتي در اثر مسائلي مانند زخم هاي تماسي و ادم است. اثرات توده اي مانند پوليپ در چين ها تغييري ايجاد مي كند كه مانع ادوكسيون (حرکت افقی) طبيعي آنها مي شود که خود باعث استفاده غير موثر از جريان هواي ريوي مي شود و در نتيجه تكلم بيمار با صداي تنفس همراه است و بيمار از جمله هاي مقطع و كوتاه استفاده مي كند.
گرفتگی صدا در خانم های خواننده
چگونگی گرفتگی صدا در خانم ها، اطفال و سالمندان، ناشی از تروما و سرطان حنجره و همچنین مسائل شغلی و مشکلات موجود: عامل تغییرات هورمونی در دوران تخمک گذاری دوران حاملگی و دوران یائسگی، عامل تغییرات روحی و خلقی که در ساعات مختلف روز رخ می دهد و گفتنی است که اولین تظاهرات و تغییرات روحی و خلقی در کیفیت صدا اثرگذار است. در صورت بروز بیماری های التهابی حنجره در بانوان، بهبودی به علت بالا بودن فرکانس پایه ای و رعایت نکردن استراحت صوتی با تاخیر رخ می دهد و صحبت کردن با تلفن بیش از حد (!)، حنجره را خسته می کند و مخصوصا در زمان بیماری لارنژیت باعث تاخیر در بهبودی می شود. استفاده بیش از حد از مواد شوینده شیمیایی و همچنین لوازم آرایشی و استنشاق انواع عطر و اسپری، اصلا برای خانم های آوازخوان خوب نیست زیرا عامل موثر گرفتگی صدا در آنها خواهد بود. استفاده از داروهای محرک، تاثیر نامطلوب بر لایه های مخاطی محافظتی حنجره دارد و در برخی موارد این تغییرات در خانم ها غیرقابل برگشت است و باعث تغییر صدای ماندگار خواهد شد.
گرفتگی صدا در آوازخوان های حرفه ای مرد
افرادی که حرفه آنها آوازخوانی است، باید بیش از افراد معمولی به حفظ و سلامتی صدای خود توجه کنند. چنانچه فردی در مواقع سرمازدگی، استراحت صوتی را رعایت نکند و با شدت و بلند صحبت کند، باعث خونریزی های کوچک در تارهای صوتی می شود که این تغییرات به تدریج به علت رعایت نکردن بهداشت حنجره، به گره صوتی تبدیل می شود که نیاز به عمل جراحی دارد.
تعداد کمی از آوازخوانان در ساعات استراحت و پس از اجرا، از سیگار استفاده می کنند که بسیار مضر است زیرا بیشترین آسیب تارهای صوتی در مواقع خستگی و خشکی مخاط پوششی تارهای صوتی رخ می دهد که توصیه می شود با مصرف آب، باعث افزایش رطوبت و لطافت تارهای صوتی شوند و از آسیب های متعدد در امان باشند. اما چندکلامی با آنهایی که می خواهند صدای حرفه ای داشته باشند: صدای حرفه ای دارای شرایط خاصی از نظر فیزیولوژی و آناتومی تارهای صوتی و همچنین توانایی های ویژه است که پس از بررسی های دقیق با تمرینات صحیح می توان این توانایی را افزایش داد. در غیر این صورت، صرفا به دلیل یک میل و تفکر احساسی و تمرینات ناصحیح و غیراستاندارد توانایی ذاتی و اصلی حنجره مختل شده و تغییرات غیرقابل جبرانی در تارهای صوتی ایجاد می کند. نکته دیگر این که بعضی افراد با تقلید صدای خواننده های حرفه ای در زمان کوتاهی کیفیت صدای واقعی خود را از دست می دهند که این اتفاق در بعضی خوانندگان آماتور دیده شده است (قابل توجه برخی از شاگردان جناب استاد شجریان).
گرفتگی صدا در خوانندگان سالمند
درست است که با گذشت زمان، ظاهر انسان ضعیف می شود و صدا هم از این امر مستثنا نیست، اما می توان شرایط مناسبی را برای حفظ کیفیت صدا فراهم کرد. ایجاد صدا به ۲ عامل بستگی دارد:
۱) حجم هوای ذخیره شده در ریه در موقع بازدم،
۲) توانایی عضلات تارهای صوتی،
(که با مشاوره با متخصصان آسیب شناسی گفتار و انجام تمرینات ورزشی و تنفسی) می توان بر این کاستی ها فائق آمد). البته ذکر این نکته خالی از لطف نخواهد بود که استادان برجسته و حرفه ای آواز چون ایرج، گلپا، و حتی شجریان با وجود سن بالا، به دلیل رعایت مواردی که مربوط به سلامتی و سالم نگه داشتن حنجره است، توانسته اند کیفیت فوق العاده قوی صدای خود را حفظ نمایند.
ü براي محافظت از صداي خود، آب، سيب، گلابي، هندوانه، خربزه، هلو و انگور بخوريد. دكتر نورمن هوگيكن متخصص در این ارتباط می گوید: صداي افراد، نشان دهنده شخصيت و عواطف آن هاست و براي مراقبت از صدا، توصيه مي شود پس از حرف زدن یا آوازخوانی زياد، حتما سكوت كنيد! دخانيات تارهاي صوتي را تحريك مي كند و فرياد كشيدن و صحبت كردن با صداي بلند در مناطق پر سر و صدا بسيار براي انسان مخصوصا خواننده های آواز زيان دارد.
ü به ميزان کافي آب بنوشيد تا بدنتان به خوبي هيدراته شود. درمصرف کافئين نيز جانب اعتدال را رعايت کنيد. تارهاي صوتي شما خيلي سريع به ارتعاش در ميآيند و بنابراين حفظ توازن صحيح به لحاظ مصرف روزانه آب ميتواند در اصطلاح به روغنکاري آنها کمک کند.
ü در روز چند بار به تارهاي صوتيتان استراحت بدهيد و به قول معروف "چُرت صوتي" بزنيد به ويژه در اوقاتي که بيش از حد از صدايتان کار کشيدهايد. به عنوان مثال آوازخوانان بايد درطول ساعات استراحت پس از آواز یا تمرین سنگین باید از حرف زدن اجتناب کرده و سعي کنند به جاي صحبت بيوقفه با همکاران و دوستان، اندکي به تارهاي صوتيشان مجال استراحت بدهند.
ü سيگار نکشيد، سيگار به ميزان فوقالعادهاي خطر بروزسرطان حنجره را افزايش ميدهد، حتي استنشاق دود سيگار اطرافيان ميتواند منجر به آزردگي تارهاي صوتي شود.
ازصداي خود به طور افراطي کار نکشيد. از فرياد کشيدن و بلند بلند صحبت کردن مداوم بپرهيزيد. اگر به طور مداوم در گلويتان احساس خشکي و خستگي ميکنيد و يا صدايتان دورگه، گرفته و يا زمخت شده، نشانهاي هشدارآميز محسوب ميشود مبني بر آنکه بايد در بکارگيري صدايتان بيش از پيش اصول ايمني را رعايت کنيد. در واقع گرفتگي دائم صدا نوعي علامت هشداردهنده مبني بر آزردگي تارهاي صوتي است
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دشوارترین قدم، همان قدم اول است .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شهریاری که نداند شب
مردمانش چگونه به
صبح میرسد
گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی
بسته است
مردمان من امانت آسمانند بر این خاک
تلخ
مردمان من خان و مان من اند
کوروش بزرگ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شهریاری که نداند شب
مردمانش چگونه به
صبح میرسد
گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی
بسته است
مردمان من امانت آسمانند بر این خاک
تلخ
مردمان من خان و مان من اند
کوروش بزرگ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باورها و هر آنچه از دیدگان اندیشه هایمان می گذرد را به زنجیر می کشند..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من یاور یقین و عدالتم
من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های
بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند
ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او
شادمانی من است
“کورش بزرگ”
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بیادتان مى آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمى ، محبت اوست پس ؛محبت کنید چه به دوست ، چه به دشمن! که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست. “کوروش بزرگ”
دختری کرد سوال از مادر که چه طعم و مزه دارد شوهر؟
این سخن تا بشنید از دختر اندکی کرد تامل مادر گفت با خود که به این لعبت مست گر بگویم مزه اش شیرین است یا غم شوهر، روانش کاهد یا بلافاصله شوهر خواهد ور بگویم مزه ی آن تلخ است تا ابد می کشد از شوهر دست لاجرم گفت به او ای زیبا ترش باشد مزه ی شوهر ها دخترک در تب و در تاب افتاد گفت مادر دهنم آب افتاد
با شفقت و مهربان باش ((مل خورشید))
اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان ((مثل شب))
وقتی عصبانی شدی خاموش باش ((مثل مرگ))
متواضع باش و کبر نداشته باش ((مثل خاک))
بخشش و عفو داشته باش ((مثل دریا))
اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش ((مثل آیینه))
منبع:وبلاگ دلتنگیها
دل نوشته ای به بهانۀ دوم آبان ماه سالروز تولدم
بیست و دو سال پیش مثل چنین شبی،ساعت نه و نیم در
بیمارستان راضیه فیروز کرمان متولد شدم...

یک سال دیگر هم گذشت...و دوباره دوم آبان - ۲۴ اکتبر -
رسید....
اما این بار دوم آبان سال ۱۳۹۰...یک سال با تمام خاطرات
خوب وبد....
این یک سال خیلی چیزها آموختم ...این یک سال از تمام
سالهای عمرم برایم پر بارتر و آموزنده تر بود...
شاید به اندازه ی چند سال
تجربه پیدا کردم و پخته تر شدم....
الان که نگاهی اجمالی به این یک سال می اندازم و همچون
"پرده ی سینما" از مقابل چشمانم می گذرد در مورد خیلی
مسایل به خودم آفرین و مرحبا میگویم و در مورد برخی دیگر
چه نیک و چه بد از خودم تعجب
می کنم که چرا این یک سال بعضی حرفها را که نباید می زدم
، زدم... بعضی کارها را نباید می کردم، چرا کردم ...
و بعضی افکار را نباید در
خود می پروراندم چرا پرورش دادم......
این یک سال آموختم که باید عاشق خدا بود تا معشوق خلق شد...
آموختم که باید دور باشم و دوست باشم...
آموختم که هرگز دو چیز را فراموش نکنم اول خدا را
و دوم مرگ را...

یاد گرفتم که همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست...
خیلی ها می روند که ثابت کنند تا ابد عاشقند...
آموختم که گاهی در تنگناهای زندگی که احساساتی فکر
و عمل می کنم باید تامل کرد و به فریادهای عقل نیز گوش
داد و عقل را در مقابل احساس خوار و زبون ننمایم...
چرا که باید عقلانی فکر کرد و همه ی ما کور کورانه و
زود قضاوت نکنیم...
یاد گرفتم که نباید همه ی درون را برای هر کسی بیرون
ریخت و یک رنگ و خالصانه بود...

آموختم که افراط در هر چیزی خوب نیست حتی در کارهای
خوب...حتی در تواضع....حتی در.......
خدایا تو به من آموختی که همه را مانند خود نپندارم و
از دید خودم به آنها نظر نکنم...
به قول سهراب سپهری چشمها را باید شست.....
پروردگار مهربانم تو به من یادآوری کردی که هیچ گاه تنهایم
نمی گذاری و همیشه با منی حتی اگر من از یاد تو غافل باشم...
آفریدگار من تو به من آموختی که به هیچ کس جز تو اطمینان و
اعتماد نکنم...

خدای بزرگ تو به من آموختی که اگر از روی حکمت دری
را به "ظاهر" بر روی ما بنده ها می بندی هزاران در را از
خزانه ی رحمتت بر ما می گشایی...
مهربانا تو به من آموختی که چگونه می توان به سوی
کمال رفت و چگونه می توان عوض شد وتغییر کرد...
تغییر در افکار...رفتار...
گفتار...میل به تعالی و رشد...
خداوندا می دانم همیشه نباید کسی باشد تا با او درد
دل کرد...گاهی باید با خودت درد دل کنم و حرف دلم را
به تو بزنم...

خدایا تو بهتر از هر کس می دانی که علی به چه می اندیشید و
می اندیشد و چه در درونش گذشته و می گذرد...
الها...فقط تو می دانی که چه وقتها علی به خاطر دیگران
شکست خورد اما دم بر نیاورد...
به خاطر دیگران متهم شد اما دلیل نیاورد
و در مقابل جملات آنها سکوت کرد...
خدایا تو شاهد باش که چه وقت ها خودم را وقف دیگران کردم
بدون هیچ انتظاری و توقعی ،حتی بدون آنکه بگذارم بفهمند.....
و .... و ... و....
از آن روزی بگویم که.........
نه گاهی سکوت بهترین ابزار است.....
درونم پر از نا گفتنی هاست که شاید....
خداوندا به قول پیر هرات مرا آن ده که آن "به" و مگذار
ما را به "که" و "مه"....
این یک سال از خیلی ها خیلی چیز ها یاد گرفتم...خوب و بد...
اما بدها را یاد گرفتم و می دانم که نباید به آنها عمل کرد
همچون لقمان حکیم...
همچون لقمان حکیم: فهمیدم که نباید کسی را مسخره کرد، شاید
قهرمان دنیای خویش باشد...
تا می توانم دلی را به دست آورم....

خدایا از تو ممنونم به خاطر سر نوشتی که برای من
نوشتی...و به من فهماندی که گاهی برخی وقایع زندگی که
به ظاهر ناخوشایندمان است جاده ای هستند برای رسیدن به
اوج...هر شکستی مقدمه ی پیروزی های بسیار بزرگتری است...
خدایا از تو ممنونم که هزاران در، برای موفقیت ، برای
رسیدن به اوج به سویم باز کردی...از تو
ممنونم که امید و انگیزه ای فراوان تر از پیش به من بخشیدی
که به سوی اهداف جدیدم گام بر دارم...
پروردگار من، فقط به تو امیدوارم و فقط به تو توکل می کنم...
برای جشن تولد خیلی ها ، علی ، کنارشان بود که مبادا احساس
تنهایی و دلتنگی کنند... اما بیست و دومین سال زندگیم را
در حالی در فصل پاییز جشن می گیرم که کرمان هستم و تنها...
اما نه....تنها نه....خدا در این جشن شرکت می کند و او به من
تبریک میگوید...
خدایا از تو سپاسگزارم...
بیست و دو سال گذشت....آخرین خطِ سیصد و شصت و پنجمین
ورقِ ِ بیست و دومین دفترِ زندگیم هم پر شد...و رسیدم سر
خط...دفتری تازه و ورقی نو....
بارخدایا ,اگر من اندوهگین شوم ساز و برگ من تویی.....
و گاه که نومید و محروم شوم امید من توهستی....
و اگر گرفتار اندوهی سخت گردم به تو پناه میجویم و
روی میآورم...
پس برای من (و همه) آسایش و آسودگی و تندرستی کرم فرما.....
پروردگار عالمیان آنانکه در تنهاترین تنهاییم تنهای
تنهایم گذاشتند، تو در تنها ترین تنهاییشان تنهای
تنهایشان مگذار.....
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
امیدوارم خداوند با عنایت و یاری خود مرا به اهداف والایی که
دارم برساند.
از همه عزیزانی که با پیام تبریک و ایمیل مرا مورد لطف و
بزرگواری خود قرار داده اند و از همچنین خانواده ی بسیار
مهربانم بی نهایت متشکرم.از خداوند متعال برای همه
بهروزی و کامیابی خواهانم.
با ادای احترام
علی افسری نژاد
دوم آبان ماه ۱۳۹۰
همه رفتند از این خانه خدا را تو بمان
من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام
تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقش به خون شسته نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
دل ما خوش به فریبی است، غبارا تو بمان
هر دم از حلقه ی عشاق پریشانی رفت
به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
پدرا، یارا، اندوه گسارا تو بمان
«سایه» در پای تو چون موج دمی زار گریست
که سرِ ِ سبز تو خوش باد کنارا تو بمان
هوشنگ ابتهاج
شعر بالا را هوشنگ ابتهاج خطاب به مرحوم شهریار سروده است.
دستهها، آخرینها، آمار و ابزارهای کاربردی در یک نگاه.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید