نوشته شده توسط : aliafsari

۱- فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن!

۲- با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش!

۳- بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند!

۴- نماز را آنگونه که شایسته است بپادار!

۵- اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن!

۶- از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش!

۶- در مقابل پیش آمدها شکیبا باش !

۷- از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش!

۸- با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن!

۹- در راه رفتن میانه رو باش!

۱۰- بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو!

۱۱- از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس!

۱۲- به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن!

۱۳- سخن به اندازه بگو!

۱۴- حق دیگران را به خوبی اداء کن!

۱۵- راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار!

۱۶- به هنگام سختی دوست را آزمایش کن!

۱۷- با سود و زیان دوست را امتحان کن!

۱۸- با بدان و جاهلان همنشینی مکن!

۱۹- با اندیشمندان و عالمان همراه باش!

۲۰- در کسب و کار نیک جدّی باش!

۲۱- بر کوتاه فکران و ضعیفان اعتماد مکن!

۲۲- با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن!

۲۳- سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان کن!

۲۴- روزهای جوانی را غنیمت بدان!

۲۵- هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش!

۲۶- یاران و آشنایان را احترام کن!

۲۷- با دوست و دشمن خوش اخلاق باش!

۲۸- وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار!

۲۹- معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار!

۳۰- کمتر از درآمدی که داری خرج کن!

۳۱- در همۀ امور میانه رو باش!

۳۲- گذشت و جوانمردی را پیشه کن!

۳۳- هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش!

۳۴- در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار!

۳۵- بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن!

۳۶- هیچگاه دوستان و هم کیشان خود را ترک مکن!

۳۷- فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز!

۳۸- سوارکاری و تیراندازی و ... را فراگیر!

۳۹- در هر کاری از دست و پای راست آغاز کن!

۴۰- با هر کس به اندازۀ درک او سخن بگو!

۴۱- به هنگام سخن متین و آرام باش!

۴۲- به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده! 

۴۳- آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند!

۴۴- هر کاری را با آگاهی و استادی انجام بده!

۴۵- نا آموخته استادی مکن!

۴۶- با ضعیفان و کودکان سرّ خود را در میان نگذار!

۴۷- چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش!

۴۸- از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش!

۴۹- هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده!

۵۰- کار ناکره را کرده خود مدان!

۵۱- کار امروز را به فردا مینداز!

۵۲- با بزرگتر از خود مزاح مکن!

۵۳- با بزرگان سخن طولانی مگو!

۵۴- کاری مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا کنند!

۵۵- محتاجان را از مال خود محروم مگردان!

۵۶- دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن!

۵۷- کار خوب دیگران را کار خود نشان مده!

۵۸- مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده!

۵۹- با خویشاوندان قطع خویشاوندی مکن!

۶۰- هیچگاه پاکان و پرهیزکاران را غیبت مکن!

۶۱- خود خواه و متکبر مباش!

۶۲- در حضور ایستادگان منشین!

۶۳- در حضور دیگران دندان پاک مکن!

۶۴- با صدای بلند آب دهان و بینی را پاک مکن!

۶۵- به هنگام خمیازه دست بر دهان خویش بگذار!

۶۶- حالت خستگی را در حضور دیگران ظاهر مکن!

۶۷- در مجالس انگشت در بینی مینداز!

۶۸- کلام جدی را با مزاح آمیخته مکن!

۶۹- هیچکس را پیش دیگران خجل و رسوا مکن!

۷۰- با چشم و ابرو با دیگران سخن مگو!

۷۱- سخن گفته شده را تکرار مکن!

۷۲- از شوخی و مزاح خود کمتر کن!

۷۳- از خود و خویشاوندان نزد دیگران تعریف مکن!

۷۴- از پوشیدن لباس و آرایش زنان پرهیز کن!

۷۵- از خواسته های نابجای زن و فرزندان پیروی مکن!

۷۶- حرمت هر کس را در حد خود نگاه دار!

۷۷- در بد کاری با اقوام و دوستان همکاری مکن!

۷۸- از مردگان به نیکی یاد کن!

۷۹- از حضومت و جنگ افروزی جدّا پرهیز کن!

۸۰- با چشم احترام به کار دیگران نگاه کن!

۸۱- نان خود را بر سفره ی دیگران مخور!

۸۲- در هیچ کاری شتاب مکن!

۸۳- برای جمع آوری بیش از حد مال و ثروت حرص مخور!

۸۴- به هنگاه خشم شکیبا باش و سخن سنجیده بگو!

۸۵- از پیش دیگران غذا و میوه بر مدار!

۸۶- در راه رفتن از بزرگان پیشی مگیر!

۸۷- سخن و کلام دیگران را قطع مکن!

۸۸- به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مکن!

۸۹- در حضور مهمان بر کسی خشم مگیر!

۹۰- مهمان را به هیچ کاری دستور مده!

۹۱- با دیوانه و مست سخن مگو!

۹۲- برای کسب سود و دوری از زیان آبروی خود را مریز!

۹۳- در کار دیگران کنجکاوی و جاسوسی مکن!

۹۴- در اصلاح میان مردم هیچ گاه کوتاهی مکن!

۹۵- ادب و تواضع را هیچ گاه فراموش مکن!

۹۶- با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش!

۹۷- بر آرزو ها و خواسته های خود غالب باش!

۹۸- خدمتکاری بزرگان و همکاری با مستمندان را فراموش مکن!

۹۹- با بزرگان با ادب و با کودکان مهربان باش!

۱۰۰- با دشمنان مدارا کن و در مقابل جاهلان خاموش باش!

۱۰۱- در مال و مقام دیگران طمع مکن!

۱۰۲- از رفت و آمد و مال و مرام و مسلک خویش کمتر بگو!

۱۰۳- بجز خداوند هیچ کس و هیچ چیز را فرمانروا و فریادرس خویش مشمار!

۱۰۴- عمر و روزی با حساب و کتاب است، پس مترس و طمع مکن!

۱۰۵- عمر را برای عمل و عبادت و پاکی و پرهیزکاری غنیمت بدان!

۱۰۶- اگر بهشت را می طلبی از فساد و ستم و گردن کشی پرهیز کن!

۱۰۷- سرچشمه ی زشتی ها را دنیا پرستی و مستی و نادانی بدان!

۱۰۸- بجز در حق و راستی بندگان خدا را بندگی و فرمانبری مکن!

۱۰۹- خود را با ستم سلاطین شریک مگردان!

۱۱۰- دنیای دیگر را به دست فراموشی مسپار!



:: بازدید از این مطلب : 934
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 24 تیر 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

داروسازی یا فارماکولوژی عبارتست از: مطالعه واکنش متقابل داروها (یا مواد شیمیایی) و موجودات زنده که منجر به ایجاد اثرات زیست‌شناسی این ترکیبات می‌گردد. و دارو (Drug) در درمان بیماری و تشخیص و یا پیشگیری از بیماریها به کار می‌رود. داروها ممکن است منشاء گیاهی (مانند بلادونا) و یا منشاء معدنی (مانند کلسیم) و یا منشاء حیوانی (مانند انسولین) و یا منشاء شیمیایی (مانند آسپرین) داشته باشند.

 

علوم مرتبط داروسازی

  • علوم پایه پزشکی و داروسازی: علوم مرتبط و علوم اضافه شده
  • آناتومی: مطالعه ساختمان فیزیکی موجودات زنده می‌باشد. در مقابل آناتومی ماکروسکوپی یا آناتومی گیاهی، سیتولوژی و هیستولوژی یا بافت شناسی، درباره ساختمانهای میکروسکوپی می‌باشند.
  • شیمی حیات: مطالعه شیمی موجود در موجودات زنده، بخصوص درباره ساختمان و عملکرد اجزا شیمیائی آنها می‌باشد.
  • بایواثیک: میدان مطالعه‌ای از جنبه فلسفه و مذهب در مورد ارتباط بیولوژی، علم، داروسازی و اخلاق می‌باشد.
  • بایواستاتیک
  • سلول شناسی: مطالعه میکروسکوپی یاخته‌های منفرد می‌باشد.
  • امبریولوژِی یا جنین شناسی: مطالعه توسعه اولیه موجودات زنده می‌باشد.
  • اپیدمولوژی: مطالعه دموگرافی روند بیماری می‌باشد، و شامل مطالعه همه‌گیریها می‌باشد، هر چند به این محدود نمی‌شود.
  • سلامت عمومی
  • ژنتیک: مطالعه ژنها، و نقش آنها در توارث بیولوژیکی.
  • هیستولوژی: مطالعه ساختمانهای بافتهای بیولوژی با میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی می‌باشد.
  • ایمنی شناسی: مطالعه سیستم ایمنی می‌باشد، که به طور مثال در انسان شامل سیستم ایمنی مادرزادی و ... می‌باشد.
  • میکروبیولوژی: مطالعه میکروارگانیزمها است که شامل protozoa، باکتری ، fungi و ویروسها می‌باشد.
  • عصب شناسی: موضوعی است که به بررسی مکانیسمهای اثر دارو، پاسخ بدن به دارو را روشن می‌کند.


 

داروسازی صنعتی (چگونگی تهیه داروها)

تولید دارو در مقیاس بسیار زیاد را "داروسازی صنعتی"می‌نامند. وقتی یک ماده شیمیایی که احتمال دارد اثر دارویی داشته باشد و در آزمایشگاه سنتز شد، برای آزمایشهای بالینی حیوانی و انسانی فرستاده می‌شود، از آنجایی که این آزمایشها بر روی تعداد محدودی صورت می‌پذیرد، مقدار داوری لازم را در همان آزمایشگاه می‌توان تهیه نمود. وقتی یک دارو از تمامی آزمایشهای بالینی موفق بیرون آمد و اجازه ورود به بازار را گرفت، باید آن را در مقادیر خیلی زیاد یا اصطلاحا در مقیاس صنعتی تولید نمود. این اولین مرحله دشوار کار است، چرا که در بسیاری از موارد روشهای آزمایشگاهی، برای مقادیر بسیار زیاد قابل اجرا نیستند و باید برای یک تولید در مقیاس صنعتی یک روش خاص صنعتی پیدا کرد.

بارها دیده شده است، سنتر جسم در آزمایشگاه با راندمان بسیار بالا انجام گرفته ولی چندین سال طول کشیده تا روش صنعتی آن بدست آید و چه بسا آن دارو برای تولید صنعتی مقرون به صرفه تشخیص داده نشده است. پس برای تبدیل یک سنتز آزمایشگاهی به تولید صنعتی تحقیقات جدید را باید از ابتدا شروع کرد. مدیریت یک کارخانه پس از تعیین روشهای تولید صنعتی یک دارو، پا به مرحله بعدی می‌گذارد که مرحله تهیه مواد اولیه برای تولید صنعتی یک داروی خاص می‌باشد. مهمترین ماده، همان ماده شیمیایی است که اثر دارویی دارد و اصطلاحا آن را "ماده موثر" می‌نامند. به دلایل گوناگون فیزیک و اینکه دارو به چه شکلی (قرص، کپسول، شربت و..) باید تهیه شود، مواد دیگری را همراه ماده موثر می‌کنند. که آنها را "مواد جانبی" می‌نامند. حال این مساله که ماه موثر و مواد جانبی چگونه و به چه نسبت باید با هم مخلوط شوند تا یک شکل دارویی با شرایط مناسب را بدست آورند، خود فصلی جدید در تحقیقات است، که یک کارخانه یا خود مستقیما به نتیجه می‌رسد و یا روشهای دیگر کارخانجات را از آنها خریداری می‌نماید، همچنانکه کارخانه‌های تولید مستقیم ماده موثره می‌تواند آن را از مراکز دیگر خریداری نماید.

در سفارش تهیه مواد اولیه تمامی مواد از قبیل ماده موثره و مواد جانبی در نظر گرفته می‌شوند. البته خرید مواد نیز مسائل مربوط به خود را دارد. مساله بسیار مهم در امر سفارش و خرید، در نظر گرفتن زمان است. چون برنامه تهیه مواد اولیه معمولا چندین ماه به طول می‌انجامد، باید دقت نمود تا زمان سفارش متناسب با زمان‌بندی تولید باشد. مثلا اگر تهیه مواد اولیه تولید یک دارو شش ماه طول می‌کشد، باید شش ماه قبل از تاریخ تولید طبق زمان‌بندی، سفارش مواد انجام شود. البته کارخانجات معمولا در هر مرتبه سفارش مواد، برای تولیدات دو تا سه سال خود، ماده را تهیه می‌نماید. هنگامی که تمامی مواد اولیه موجود باشد، کار تولید را می‌توان شروع کرد. تولید، با توجه به خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ماده موثره و مواد جانبی و همچنین شکل دارویی که باید تولید شود، می‌تواند به روشهای گوناگون و با دستگاههای متفاوتی صورت پذیرد. به همین علت کارخانجات به بخشهای کوچکتری تقسیم می‌شوند و هر بخش مسئول تهیه یک نوع فرآورده است. مثل بخشهای قرص، کپسول، شربت، محلولهای تزریقی، کرم و پماد، آمپول و ... .

داروسازی بالینی

داروسازی بالینی یکی از شاخه‌های داروسازی است که در ایران از رشته‌های تخصصی داروسازی محسوب می‌شود و بیشتر در زمینه مشاوره دارویی برای پزشکان فعالیت دارد. پزشکان متخصص می‌توانند پاسخ سوالات تخصصی دارویی خود را از داروسازان بالینی دریافت کنند. این رشته نیز مانند رشته پزشکی به زیر شاخه‌های متعدد از قبیل کودکان، عفونی، داخلی، مراقبتهای ویژه و غیره تقسیم می‌شود. امروزه در دنیا به تعداد تخصصهای پزشکی موجود، تخصصهای داروسازی بالینی به وجود آمده است. هدف از این رشته "مصرف بهینه دارو" یا به عبارتی جایگزین نمودن داروهای تجویز شده با داروهای بهتر، کاهش مصرف اقلام دارویی، تغییر مقادیر مصرف دارو (کم یا زیاد کردن مقدار مصرف دارو) می‌باشد. مصرف بهینه فقط کم مصرف کردن نیست بلکه درست مصرف کردن است.

برخی از وظایف این گروه از متخصصین عبارتند از: بررسی تاریخچه دارویی بیمار، نظارت بر
مصرف صحیح دارو توسط بیمار، بررسی عوارض جانبی داروها و گزارش آنها، پیگیری غلظتهای دارویی در بیماران برای جلوگیری از مسمومیتها، دستیابی به دوز صحیح درمانی (پایش) و کم کردن مدت بستری شدن بیماران و ارائه مشاوره دارویی به پزشکان.

داروسازی رشته‌ای بالینی است، زیرا داروساز با بیمار سروکار دارد و آخرین حلقه زنجیره درمانی است. داروخانه محلی است که در آنجا داروساز می‌تواند اطلاعات لازم را در اختیار بیمار قرار دهد تا با مصرف صحیح دارو به نتیجه مطلوب درمانی دست یابد. از همین رو، یکی از اهداف گروه داروسازی در دراز مدت این است که دوره عمومی داروسازی را به سمت داروسازی بالینی سوق دهد تا داروسازانی که به مردم خدمات دارویی ارائه می‌دهند، کارآیی لازم برای پاسخگویی به سوالات بالینی بیماران را داشته باشند و در ضمن بتوانند با پزشکان ارتباط بهتری برقرار کنند و تبادل نظر نزدیکتری با پزشکان و سایر حرف پزشکی داشته باشند. اینها همه، با تغییر در آموزش داروسازی مقدور خواهد بود. در برنامه‌ریزی آموزش داروسازی، که دو سال گذشته مورد بازنگری قرار گرفته است، آموزش موادی تحت عنوان "داروسازی جامعه‌نگر" منظور شده است که در آینده به اجرا در خواهد آمد.

داروساز بالینی می‌تواند خدمات بسیاری در سطح بیمارستانها ارائه دهد. در حال حاضر در کشور ما در برخی از بیمارستانهای تهران از جمله بیمارستان دکتر شریعتی، بیمارستان روزبه و تا حدودی در بیمارستان امام خمینی این خدمات با همکاری پزشکان و داروسازان ارائه می‌شوند.
مشکل داروسازی در کشور ما عدم توسعه داروسازی بیمارستانی است. داروخانه‌ها، بیشتر شبیه انبار دارویی هستند و بیمارستانها برای ارائه خدمات دارویی در داروخانه‌هایشان سرمایه‌گذاری نکرده‌اند، در نتیجه این موضوع در ارائه خدمات بالینی اثر منفی به جای گذاشته است، زیرا برای داشتن خدمات دارویی بالینی خوب، ناچار به داشتن داروخانه بیمارستانی خوب و همچنین داروساز بیمارستانی هستیم. قابل ذکر است که با سرمایه گذاری روی داروسازی بالینی و داروسازی بیمارستانی به دلیل کاهش مدت بستری بیمار در بیمارستان، بازگشت نیروی کار به جامعه، و مصرف بهینه دارو و کاهش هزینه‌های دارویی، در کل هزینه‌های درمانی کاسته خواهد شد.

تاریخچه داروسازی در ایران

  • در سال 1335 رشته داروسازی از دانشکده پزشکی، داروسازی دندانپزشکی، داروسازی و دندانپزشکی جدا شد و به صورت رشته ای مستقل در رئیس این دانشکده دکتر مهدی نامدار بود.
  • از سال 1342 به بعد نظام آموزش داروسازی که از نظام فرانسوی اقتباس شده بود به نظام آمریکایی تبدیل شد و از سال تحصیلی 1343-1342 دروس این رشته به صورت واحدهای درسی ارائه گردیدند.
  • از سال 1350 به بعد دوره تحصیلی در دانشکده‌های داروسازی به صورت 6 سال پیوسته تصویب شد که به فارغ التحصیلان پس از گذراندن پایان نامه تحقیقاتی درجه دکترای داروسازی داده میشود.


 

راههای تجویز دارو

داروها ممکن است از راههای مختلفی که در زیر گفته شده است تجویز شود.
از راه زیرزبانی: قرص و یا قطره
از راه رکتوم یا واژن: شیاف ، محلول
از راه استمعال موضعی: مالیدنی، قطره (چشم و گوش و بینی)
از راه استشناقی: (اسپری، اینهالر و …)

بیشتر داروها را پزشک پس از شنیدن شرح حال بیماران از زبان خود بیمار و معاینه او، تجویز می‌شود، و برخی داروها نیز هستند که بدون نیاز به نسخة پزشک در اختیار بیماران گذارده می‌شوند مانند برخی مسکنها (مانند استامینوفن، …) و
ویتامینها و بعضی شربتهای سرفه، قابل ذکر است که بیمارانی که داروها را بدون نسخه پزشک خریداری می‌نمایند اطلاع درستی از آنها ندارند و چه بسا دارویی را نابجا به کار برند و یا به علت ندانستن اثر جانبی آن دستخوش عوارض ناگواری شوند، بنابراین نباید خودسرانه و بدون مشورت با پزشک دارو مصرف کرد یا داروی خود را به دیگران توصیه کرد. لازم به ذکر است پس از مطالعه این کیف و پی بردن به اثرهای مفید درمانی و اثرهای سوء جانبی داروها، مجاز نیستند که بر اساس این اطلاعات دارویی که بر اساس این اطلاعات دارویی برای خود و دیگران تجویز کنند.منبع:دانشنامه



:: بازدید از این مطلب : 978
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 24 تیر 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari


:: بازدید از این مطلب : 1090
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 09 تیر 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

سلمان فارسي که رحمت خدا بر او باد، مي‌گويد: وقتي که پيامبر (ص) در شان علي (ع) فرمود: من شهر علم هستم و علي، دروازه آن شهر است،  منافقان در مورد علي (ع) حسادت شديد ورزيدند و بين خود توطئه کردند تا علي (ع) را در همين مورد (علم) به نظر واهي خودشان، درمانده کنند. توطئه آنها اين بود که چند نفر هرکدام جداگانه نزد علي (ع)  بروند و سوال کنند: علم بهتر است یا ثروت؟ گفتند: اگر وي در پاسخ هر کدام يکسان  پاسخ گفت، مي‌فهميم که علم او اندک است و اگر پاسخ هرکدام را به‌گونه‌اي داد که با پاسخ‌هاي ديگر تفاوت داشت، ديگر در اين راستا راهي براي عيب‌تراشي و انتقاد از او   نداريم.

 

اين توطئه به اين ترتيب اجرا شد که يکي‌يکي آمدند و هرکدام جداگانه از آن   حضرت سوال کردند.

 

   -اولي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. گفت:چرا؟ فرمودند: براي اين‌که علم، ميراث پيامبران است. ولي مال ميراث قارون و هامان وفرعون است.

 

- دومي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. گفت:چرا؟ فرمودند:

براي اين که مال را تو بايد حفظ‌کني. ولي علم تورا حفظ مي کند.

 

سومي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي عليه السلام فرمودند: علم بهتر است. پرسيد: چرا؟ فرمودند: براي‌اينکه صاحب ثروت، دشمنان بسيار دارد، ولي صاحب علم دوستان بسيار دارد.

 

 چهارمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: "علم بهتر است". پرسيد: چرا؟ علي (ع) فرمودند: "براي‌اينکه هرگاه از مال استفاده‌کني، از آن کاسته مي‌شود، ولي اگر از علم استفاده‌کني، برآن افزوده‌مي‌شود"

 

پنجمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد: چرا؟ فرمودند: "براي‌اينکه صاحب‌مال با صفاتي مانند بخيل و لئيم، خوانده مي‌شود، ولي از صاحب‌علم با احترام و تجليل، نام برده‌مي‌شود"

 

- ششمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد: چرا؟ فرمودند: "براي‌اينکه در مورد مال، از دزد ترسيده مي‌شود که مبادا به آن دستبرد بزندوببرد، ولي در مورد علم چنين ترسي نيست"

 

هفتمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد:

چرا؟ علي (ع) فرمودند: "براي‌اينکه مال با گذشت زمان، کهنه‌مي‌شود. ولي علم با مرور زمان، کهنه نمي‌شود و هميشه تازه است"

 

هشتمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ علي (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد: چرا؟ علي (ع) فرمودند: "براي‌اينکه مال، قلب صاحبش را سخت مي‌کند، ولي علم قلب صاحبش را نوراني مي‌نمايد"

 

نهمي آمد و پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟ اميرالمومنين (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسيد: چرا؟ علي (ع) فرمودند: "براي‌اينکه صاحب مال، تکبر مي‌ورزد و خودبيني مي‌کند، ولي صاحب علم، خاشع و متواضع است"

 

 در اين‌هنگام همه آنها گفتند: خدا و رسولش راست گفتند و بدون ترديد، علي، باب همه علوم است. علي (ع) فرمودند: به خدا سوگند، تا زنده هستم، اگر همه خلايق تا پايان روزگار از من سوال کنند، در پاسخ آنها درمانده نمي‌شوم و به هرکدام، پاسخي جداگانه، غير از پاسخي که به‌ديگري داده‌ام، خواهم داد.

صلی الله علیک یا ابا الحسن یا امیرالمومنین(ع)

میلاد سراسر برکت،  قسیم نار و نور بر همه عاشقان ولایت تهنیت باد.

با تشکر از دوست عزیزم آقای مجتبی نسب از ارسال این متن زیبا.



:: بازدید از این مطلب : 956
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

 بدانید که عشق بزرگ و پیشرفت بزرگ مستلزم خطر های

بزرگ است.

 وقتی شکست می خورید، درسی که می گیرید را فراموش نکنید.

 این سه اصل را فراموش نکنید.

احترام به خود

احترام به دیگران

مسئولیت پذیری در مقابل آنچه که انجام می دهید.

 به یاد داشته باشید که گاهی اوقات نرسیدن به چیزی که می خواهید شانس

بزرگ زندگی تان است.

قوانین زندگی را خوب یاد بگیرید تا اگر لازم شد آنها را به درستی بشکنید.

اجازه ندهید که یک مشاجره ی کوچک به یک دوستی بزرگ لطمه بزند.

وقتی متوجه اشتباه خود شدید سریعاً برای تصحیح آن اقدام کنید.

 هر روز زمانی را در تنهایی خلوت کنید.

نسبت به تغییر انعطاف پذیر باشید اما ارزشهای خود را فراموش نکنید.

به یاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین جواب است.


زندگی خوب و شرافتمندانه ای داشته باشید تا وقتی پیر شدید و به گذشته

نگاه کردید دوباره از آن لذت ببرید.

داشتن فضای محبت آمیز در خانه اساس زندگی شماست.

وقتی با عزیزانتان اختلاف نظر دارید تنها به حال بپردازید و مشکلات گذشته را به

میان نکشید.

دانش خود را با دیگران قسمت کنید. این راهی به سوی جاودانگی است.

با زمین مهربان باشید.

سالی یک بار به جایی سفر کنید که تا به حال نرفته اید.

به یاد داشته باشید که بهترین رابطه آن است که عشق تان برای هم ، از

نیازتان به یکدیگر بیشتر باشد.

میزان موفقیت خود را بر اساس آنچه که مجبورید از دست بدهید بسنجید.

منبع:سایت ایران ویج



:: بازدید از این مطلب : 897
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 08 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

Taknaz.ir at Site

 

 

 

 

آسمان را گفتم
می توانی آیا
بهر یک لحظهء خیلی کوتاه
روح مادر گردی
صاحب رفعت دیگر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
کهکشان کم دارم
نوریان کم دارم
مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم

شعر و متن زیبا به مناسبت روز مادر

خاک را پرسیدم
می توانی آیا
دل مادر گردی
آسمانی شوی وخرمن اخترگردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
بوستان کم دارم
در دلم گنج نهان کم دارم

شعر و متن زیبا به مناسبت روز مادر

این جهان را گفتم
هستی ومکان را گفتم
می توانی آیا
لفظ مادر گردی
همهء رفعت را
همهء عزت را
همهء شوکت را
بهر یک ثانیه بستر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
آسمان کم دارم
اختران کم دارم
رفعت وشوکت وشان کم دارم
عزت ونام ونشان کم دارم

شعر و متن زیبا به مناسبت روز مادر

آنجهان راگفتم
می توانی آیا
لحظه یی دامن مادر باشی
مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
باغ رنگین جنان کم دارم
آنچه در سینهء مادر بود آن کم دارم

شعر و متن زیبا به مناسبت روز مادر

روی کردم با بحر
گفتم اورا آیا
می شود اینکه به یک لحظهء خیلی کوتاه
پای تا سر همه مادر گردی
عشق را موج شوی
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
بیکران بودن را
بیکران کم دارم
ناقص ومحدودم
بهر این کار بزرگ
قطره یی بیش نیم
طاقت وتاب وتوان کم دارم

شعر و متن زیبا به مناسبت روز مادر

صبحدم را گفتم
می توانی آیا
لب مادر گردی
عسل وقند بریزد از تو
لحظهء حرف زدن
جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی
گفت نی نی هرگز
گل لبخند که روید زلبان مادر
به بهار دگری نتوان یافت
دربهشت دگری نتوان جست
من ازان آب حیات
من ازان لذت جان
که بود خندهء اوچشمهء آن
من ازان محرومم
خندهء من خالیست
زان سپیده که دمد از افق خندهء او
خندهء او روح است
خندهء او جان است
جان روزم من اگر,لذت جان کم دارم
روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم

شعر و متن زیبا به مناسبت روز مادر

کردم از علم سوال
می توانی آیا
معنی مادر را
بهر من شرح دهی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم
قدرت شرح وبیان کم دارم

شعر و متن زیبا به مناسبت روز مادر

درپی عشق شدم
تا درآئینهء او چهرهء مادر بینم
دیدم او مادر بود
دیدم او در دل عطر
دیدم او در تن گل
دیدم اودر دم جانپرور مشکین نسیم
دیدم او درپرش نبض سحر
دیدم او درتپش قلب چمن
دیدم او لحظهء روئیدن باغ
از دل سبزترین فصل بهار
لحظهء پر زدن پروانه
در چمنزار دل انگیزترین زیبایی
بلکه او درهمهء زیبایی
بلکه او درهمهء عالم خوبی, همهء رعنایی
همه جا پیدا بود
همه جا پیدا بود

فرارسیدن سالروز میلاد دخت نبوت،همسر ولایت و مادر امامت و همچنین روز مادر را برهمۀ مادران به خصوص مادر عزیز خودم مبارک باد.



:: بازدید از این مطلب : 897
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

گوشه حصار ماهور :

حصار ( در لغت به معنی قلعه و دیوار بلند ) بطور اخص یکی از گوشه های مهم دستگاه چهارگاه بوده و در دستگاههای سه گاه و ماهور نیز اجرا میشود.

علت نامگذاری این گوشه بنام حصار ، شباهت ملودیک این گوشه با گوشه حصار چهارگاه می باشد.( قرار گرفتن ملودی روی درجه ای از گام ماهور به همان صورتی که ملودی حصار در گام چهارگاه قرار گرفته است. )

میتوان گفت حصار نوعی زیرکش است برای رها شدن از قید درجه چهارم گام ، چرا که برای پایان یافتن ملودی ، همواره به درجه ششم گام اشاره شده و سپس به درجه اول گام فرود می شود.

 

نمونه هایی از تحریرحصار ماهور :

۱ ـ عبداله دوامی : دانلود کنید

۲ـ محمود کریمی : دانلود کنید

۳ ـ گلپایگانی : دانلود کنید

نمونه هایی از اجرای گوشه حصار ماهور :

 

۱ ـ عبداله دوامی : دانلود کنید

 

 

۲ ـ بنان : دانلود کنید

۳ ـ کریمی : دانلود کنید

۴ ـ گلپایگانی : دانلود کنید

۵ ـ شجریان : الف ـ دانلود کنید

ب ـ دانلود کنید

ج ـ دانلود کنید

 

محل قرار گرفتن نت شاهد این گوشه ، درجه چهارم گام ماهور بوده و گستره ملودی آن تا درجه هفتم گام می رسد

نمونه هایی از اجرای گوشه زیر افکند

:

 

۱ ـ عبداله دوامی : دانلود کنید

۲ ـ گلپایگانی : دانلود کنید

۳ ـ شجریان : الف ـ دانلود کنید

ب ـ دانلود کنید

و حال اجرای زیر افکند را با فرود دانلود کرده و بشنوید :

۱ ـ کریمی : دانلود کنید

۲ ـ شجریان ـ الف : دانلود کنید

ب : دانلود کنید

گوشه آذربایجانی یا مراد خانی :

گوشه آذربایجانی که در ردیف کریمی بعد از زیرافکند آمده است : دانلود کنید

نیز اشاره مختصری شود که نت شاهد این گوشه (گوشه آذربایجانی یا مراد خانی _بطور کامل) درجه اول گام ماهور بوده و گستره آن تا درجه آخر گام می باشد و غالبا" اشعاری با وزن عروضی مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن در خور آن می باشد.

 

گوشه آذربایجانی یا مراد خانی با صدای استاد محمود کریمی : دانلود کنید

ماهور صغیر :

در عرف موسیقی قدیم ، اگر ملودی گوشه ای در دانگ اول ( چهار نت اولیه گام ) قرار می گرفت ، به عنوان آن ملودی واژه صغیر اضافه نموده و نیز با قرار گرفتن یک ملودی در دانگ دوم گام ، واژه کبیر به آن ملودی اطلاق می شد. بر این اساس ، نوعی از ملودی ماهور را در دانگ اول گام ماهور ، ماهور صغیر نامیده اند که نت شاهد آن درجه چهارم گام ماهور بوده و گستره آن در حد درجه اول تا چهارم این گام می باشد.منبع:وبلاگ آوای کلهر

گوشه زیر افکند :

محل قرار گرفتن نت شاهد این گوشه ، درجه چهارم گام ماهور بوده و گستره ملودی آن تا درجه ششم گام می رسد



:: بازدید از این مطلب : 1234
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

اگر بخواهید زندگی پرباری داشته باشید بایدبه داشتن یک رابطه

 

 خوب اهمیت دهید. در واقع چنین رابطه ای باید برای شما در

 اولویت قرار داشته باشد. به همین دلیل است که ما باید طریقه

 برقراری یک رابطه سازنده را یاد بگیریم. این کار نه تنها نیاز

 ما را برآورده می کند بلکه به زندگی مان معنای بیشتری می بخشد.

 

در این مقاله از واژه «رابطه» در معنای وسیع آن استفاده

 می شود و علاوه بر رابطه رمانتیک بر دوستی و رابطه

 شغلی نیز دلالت دارد.

 

در واقع اصول تمام رابطه های سازنده یکسان است.

 

یک رابطه سازنده «هر دو طرف» را درگیر می کند و نیاز به

 همکاری آنها دارد. تنها در این صورت است که رابطه به

 اوج می رسد.

 

یک رابطه سازنده دارای ویژگی های زیر می باشد:

 

۱) هر دو طرف به رابطه به عنوان فرصتی برای سود

رساندن به دیگران نگاه می کنند.

 

یکی از مشکلات اساسی یک رابطه، خودخواهی است

 ولی این خودخواهی چگونه به وجود می آید؟ در واقع

 خودخواهی زمانی خود را نشان می دهد که یکی از طرفین

بیشتر از آنکه به فکر سودرساندن به دیگری باشد به

منافع خود بیندیشد. هرچه این وضعیت بیشتر نمود داشته باشد

 میزان خودخواهی افزایش می یابد. اهمیت قائل شدن به دیگران

 یکی از اجزاء اساسی و در حقیقت مهمترین جزء یک رابطه

 سازنده محسوب می شود.

 

۲) هر دو طرف خواهان تغییر هستند.

 

هیچ کس کامل نیست ولی همه می توانند بهتر شوند. در یک

 رابطه سازنده هر دو طرف می خواهند تغییر کنند. آنها

می پذیرند که کامل نیستند و همواره جای پیشرفت دارند.

به جای اینکه در زمان بروز مشکلات، دیگران را سرزنش

 کنید به فکر تغییر خود باشید.

 

زمانی که هر دو طرف واجد چنین ویژگی ای باشند می توانند

 رابطه ای مستحکم را پایه ریزی کنند.

 

۳) هر دو طرف به اشتباهات خود اعتراف می کنند.

 

در یک رابطه سازنده، طرفین از اعتراف به اشتباهات خود

 هراسی ندارند و به جای گرفتن حالت تدافعی، صراحتاً اشتباهات

 خود را می پذیرند.

 

آنها می توانند با کمک یکدیگر اشتباهات را تصحیح کنند. البته

 این کار، آسان نیست و تنها افراد فروتن می توانند به اشتباهات

 خود اعتراف کنند.

 

۴) طرفین تمایل دارند به حرف های یکدیگر گوش دهند.

 

در یک رابطه سازنده هر دو طرف شنوندگان خوبی هستند و

 قبل از اینکه بخواهند منظور خود را بفهمانند به فکر درک

 سخنان طرف مقابل می باشند.اگر طرفین به ویژگی شماره یک

 (سود رساندن به طرف مقابل) توجه داشته باشند کار آسان تری

 در پیش خواهند داشت.

 

۵) هر دو طرف از یکدیگر پشتیبانی می کنند.

 

در یک رابطه سازنده نه تنها طرفین به حرف های یکدیگر

گوش می دهند بلکه به نیازهای طرف مقابل توجه دارند.

 براساس قانون اثر متقابل، نتایج کار خوب ما به خودمان

برمی گردد. در واقع ما آنچه را که می کاریم درو می کنیم.

 با پشتیبانی از یکدیگر، هر دو طرف به آنچه نیاز دارند

 دست می یابند.

 

۶) هر دو طرف صریحاً نظرات خود را بیان می کنند.

 

سوء تفاهم یکی از مشکلات اساسی ارتباط است و به همین

 دلیل هر دو طرف باید با یکدیگر صریح باشند. وقتی آنها از

 همسر خود ناراضی اند، باید آن را با وی درمیان بگذارند.

البته آنها باید این کار را به شیوه ای احترام آمیز انجام دهند

تا باعث رنجش کسی نشود.

 

۷) طرفین به حرف خود عمل می کنند.

 

در یک رابطه سازنده هر دو طرف مطابق با آنچه می اندیشند

 و می گویند رفتار کرده و به وعده های خود عمل می کنند.

این مسئله اهمیت زیادی دارد و اعتماد فیمابین را شکل می دهد.

 در نتیجه رابطه مستحکم تری برقرار می شود.

 

رابطه ای که ویژگی های فوق را داشته باشد به مرور زمان

 مستحکم تر می شود. چنین رابطه ای نه تنها برای دو طرف

 بلکه برای اطرافیان آنها نیز سودمند خواهد بود. چرا؟ زیرا

 داشتن رابطه ای سازنده احساس ارزشمندی بیشتری را به زوجین

 می دهد که اطرافیان نیز از آن بهره مند می شوند.

 

اکنون که با ویژگی های یک رابطه سازنده آشنا شدیم چه کار

 باید بکنیم؟ چگونه می توانیم رابطه خوبی شکل دهیم؟ پاسخ

 این است: «ما باید از خودمان شروع کنیم.»

 

تغییر دادن یک نفر دیگر کار دشواری است ولی ما همواره

می توانیم خودمان را تغییر دهیم. توصیه های فوق را در زندگی

 خود به کار ببرید. در این صورت اطرافیان نیز از شما پیروی

 خواهند کرد.

 

این توصیه ها را سرلوحه زندگی زناشویی خود قرار دهید:

 

۱) به رابطه به عنوان فرصتی برای سودرساندن به دیگران

 نگاه کنید.

 

۲) آماده تغییر کردن باشید.

 

۳) به اشتباهات خود اعتراف کنید.

 

۴) قبل از هر چیز به حرف های طرف مقابل گوش دهید.

 

۵) از همسر خود پشتیبانی کنید.

 

۶) با همسرتان صریح و روراست باشید.

 

۷) به حرف های خود عمل کنید.

 

با به کار بستن توصیه های فوق می توانید یک رابطه مفید

 را پایه ریزی کنید.



:: بازدید از این مطلب : 883
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

 

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

 

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361

منبع:تبیان



:: بازدید از این مطلب : 865
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

www.iranfars.ir گروه ایران فارس

کوتاه ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت هایت را بشناسی و برآنها تکیه کنی.

کوتاه ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند.

کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.

کوتاه ترین راه بری اینکه نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری ، نگفتن دروغ است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزوها ، واقع بین بودن است.

کوتاه ترین راه برای غیبت نکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگران ، ببینی .

کوتاه ترین راه برای داشتن جسمی سالم ، اعتدال در خوردن است ، نه زیاد و نه کم.

کوتاه ترین راه برای یافتن یک دوست ، توجه به علایق طرف مقابل است.

کوتاه ترین راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است.

کوتاه ترین راه عشق ورزیدن ، نگاهی است خالص و بی ریا توام با عشق.

کوتاه ترین راه برای رهایی از افسردگی ، فکر کردن به چیزهای خوب است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به ثبات ، آن است که بر آن چه ایمان داری پافشاری کنی ، حتی اگر یک لشکر مخالف داشته باشی.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به تکامل ، انتقاد پذیریی است.

کوتاه ترین راه برای دروغ نگفتن ، شجاع بودن است.

کوتاه ترین راه برای آینده نگری ، قناعت است.

کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن ، آن است که همیشه در حال زندگی کنی.

کوتاه ترین راه برای حل یک مساله ، فهمیدن درست صورت مساله است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرامش ، آن است که کمتر به چیزهایی که نداری فکر کنی.

کوتاه ترین راه برای اثبات دوستی ات به یک دوست ، آن است که شنوده خوبی باشی.

کوتاه ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی.

کوتاه ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را جای آنها قرار دهی.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به قدرت واقعی ، تقویت هر چه بیشتر منطق است.

کوتاه ترین راه مقابله با دشمنان آن است که هرگز خونسردی ات را از دست ندهی.

کوتاه ترین راه غلبه بر مشکلات ، کوچک و ناچیز شمردن آنها است.

کوتاه ترین راه برای دانستن یک ارتباط سالم ، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب پاک است.



:: بازدید از این مطلب : 830
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران