نوشته شده توسط : aliafsari
 چه تلخ است روابطمان این روزها که چیزی نیست جز حسابگری

   مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند.
 
وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون:
 
از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان. ملا از درب
 
دعوت شدگان وارد شد. در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب
 
دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه
 
نیاورده اند. ملا که با خود هدیه ای نیاورده بود طبعا از درب دو می وارد شد.
 
ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود!!
 
این داستان حکایت زندگی ماست.
 

چه ستمگر است انکه از جیبش به تو می بخشد،تا از قلب تو چیزی بگیرد



:: بازدید از این مطلب : 1303
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 29 فروردین 1392 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران