نوشته شده توسط : aliafsari

 

” سیزده خط برای زندگی“  از  گابریل گارسیا ماركز 

 

یك


دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلكه بخاطر شخصیتی كه من در

هنگام با تو بودن پیدا میكنم.

دو


هیچكس لیاقت اشكهای تو را ندارد و كسی كه چنین ارزشی دارد باعث

اشك ریختن تو نمیشود

سه


اگر كسی تو را آنطور كه میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست كه تو

را با تمام وجودش دوست ندارد.

چهار


دوست واقعی كسی است كه دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس كند.

پنج


بدترین شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه

هرگز به او نخواهی رسید.

شش


هرگز لبخند را ترك نكن، حتی وقتی ناراحتی چون هر كس امكان دارد

عاشق لبخند تو شود.

هفت


تو ممكن است در تمام دنیا فقط یك نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام

دنیا هستی.

هشت


 

نه


شاید خدا خواسته است كه ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس

شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می‌توانی شكر گزار

باشی.

ده


 

یازده


همیشه افرادی هستند كه تو را می‌آزارند، با این حال همواره به دیگران

اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسی كه تو را آزرده، دوباره اعتماد

نكنی.

دوازده


 

آنكه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

سیزده


زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق

می‌افتد كه انتظارش را نداری.

این متن را برای كسانی كه به هر دلیل دوست تو هستند بفرست، حتی اگر

آنها را همیشه نمی‌بینی یا با آنها همیشه صحبت نمیكنی.. ولی به خاطر

داشته باش:

”هر آنچه اتفاق می‌افتد، بنا به دلیلی است“

خود را به فرد بهتری تبدیل كن و مطمئن باش كه خود را می‌شناسی قبل از

به چیزی كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

هرگز وقتت را با كسی كه حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

 



:: بازدید از این مطلب : 822
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

جانی که خلاص  از  شب  هجران    تو  کردم

                              در   روز  وصال   تو  به    قربان   تو   کردم

خون   بود  شرابی  که   ز  مینای تو    خوردم

                             غم   بود  نشاطی   که   به  دوران    تو   کردم

 آهی  است    کز    آتشکدۀ   سینه    بر    آمد

                             هر شمع     که   روشن  به شبستان    تو  کردم

  اشکی است که   ابر مژه   بر دامن من ریخت

                             هر  گوهر  غلتان   که   به    دامان   تو   کردم

صد   بار    گزیدم     لب   افسوس   به   دندان

                             هر   بار که    یاد    لب    و   دندان   تو  کردم

دل    با     همه     آشفتگی   از   عهده   برآمد

                             هر   عهد    که با   زلف     پریشان   تو  کردم

در   حلقۀ    مرغان     چمن    ولوله   انداخت

                             هر   ناله   که   در    صحن  گلستان   تو کردم

یعقوب    نکرد    از   غم     نادیدن      یوسف

                             این گریه    که   دور  از  لب  خندان  تو کردم

داد   از    صف عشاق جگر   خسته      برآمد

                             هرگه   سخن   از صف زده  مژگان   تو کردم

تا    زلف   تو   بر طرف   بناگوش فرو ریخت

                             از   هر   طرفی   گوش  به   فرمان  تو  کردم

تا   پرده    برافکندم     از  آن   صورت  زیبا

                             صاحب     نظران   را    همه حیران  تو کردم

از   خواجگی   هر  دو جهان   دست    کشیدم

                             تا    بندگی      سرو     خرامان     تو   کردم

دوشینه   به   من   این   همه   دشنام   که دادی

                            پاداش    دعایی    است   که  بر جان  تو کردم

زد   خنده    به   خورشید    فروزنده   فروغی

                            هر  صبح   که  وصف  رخ  رخشان  تو کردم

 

                                                                 " فروغی بسطامی "



:: بازدید از این مطلب : 783
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

۱) « زمان » در حال گذر است
زمان در حال گذر است ، یعنی به هیچ وجه نمی توان آنرا ذخیره نمود . به عبارت دیگر ، زمان را فقط
می توان « استفاده» کرد ، و تنها تصمیمی که در مورد آن می توانیم بگیریم ‏ ، این است که « چگونه » از وقت خود استفاده کنیم ؟ ما می توانیم وقت خود را برای کارهای کم ارزش یا امور ارزشمند صرف کنیم . ‌درهر صورت ، زمانی که می گذرد ،‌برای همیشه از دست رفته است
۲) صرف « زمان » ، غیر قابل اجتناب است
قانون دوم این است که ، صرف زمان ، غیر قابل اجتناب است . هر کاری نیاز به صرف زمان دارد. فرقی نمی کند که این کار، نگاه کردن از پنجره به سمت بیرون باشد یا چند دقیقه خوابیدن بیشتر در رختخواب .
در هر صورت، هر کدام از این کارها ، مقدار مشخصی از زمان را به خود اختصاص می دهد . طبق قانون ۹۰/۱۰ ، اگر شما ۱۰ % ‌از وقت خود را صرف برنامه ریزی برا ی کارهای خود بکنید ، موجب ۹۰ % صرفه جویی در میزان تلاش لازم برای رسیدن به اهدافتان خواهد شد .
۳) « زمان » بی همتاست
قانون سوم این است که ، زمان بی همتاست و هیچ چیز نمی تواند جای آنرا بگیرد . این موضوع ، بخصوص در مورد ارتباطات و روابط شما با دیگران صادق است . صرف وقت ،‌تنها پول رایج و ارزشمند در روابط شما با افراد خانواده ‌، دوستان ، مشتریان و همکارانتان است و هیچ چیز نمی تواند جایگزین آن شود . افراد موثر و کارآمد ، همیشه در تلاشند که موقعیتهای زمانی خاصی را ایجاد کنند تا بتوانند وقت خود را با افرادی که در زندگیشان با اهمیتند ،‌صرف نمایند . از نظر فرزندان شما ، «‌ عشق » دقیقا ً با صرف زمان با آنها معنا می شود . این موضوع در مورد همسرتان نیز صادق است.
ما ، دیگران را دقیقاً به همان اندازه ای دوست داریم که وقت خود را صرف آنها می کنیم .
هر چه بیشتر وقت خود را با فرد دیگری ( بخصوص با اعضای خانواده تان ) بگذرانید ، درک متقابل شما از یکدیگر بیشتر شده و روابطتان گسترش و عمق بیشتری خواهند یافت . اگر آن قدر گرفتار باشید که نتوانید برای فرزندتان وقت بگذارید، کم کم ارتباط او با شما قطع خواهد شد و به دنیای شخصی خودش پناه خواهد برد .
۴) « زمان » کلید تکامل است
قانون چهارم این است که ، برای کامل شدن در هر کار و رسیدن به نقطهٔ پایانی اهدافتان ، ناگزیر از صرف وقت هستید . به عبارت دیگر ، یکی از مهمترین کارهایی که در مورد اهدافتان باید انجام دهید ،‌ این است که ، با دقت ، میزان وقتی که برای رسیدن به آن هدف لازم است را محاسبه کرده و به آن اختصاص دهید . اگر چنین زمانی را به آن اختصاص ندهید، نتیجه این خواهدبود که کار را نیمه کاره و قبل از رسیدن به هدف رها خواهید کرد . پس باید این زمان را با دقت محاسبه کنید .
● تمرین عملی :‌
از امروز تصمیم بگیرید که زمان خود را بجای کارهای کم ارزش ، صرف امور با ارزش کنید و این تصمیم را به اجرا در آورید .
برنامه ای بریزید که بتوانید وقت بیشتری را با افرادی که در زندگیتان مهم محسوب می شوند ، صرف کنید.



:: بازدید از این مطلب : 926
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari
در سنتورهای سل کوک 9 خرک،که می توان آن را نوع کلاسیک سنتورهای فعلی ایران دانست،درجات گام بالفعل بر روی خرک های متوالی کوک می شوند؛ بدین صورت:

 

Mi

Re

Do

Si

La

Sol

Fa

Mi

          نام نت

۸

۷

۶

۵

۴

۳

۲

۱

       شماره ی خرک

 شماره خرک ها از پایین به بالای صفحه سنتور در نظر گرفته می شود.

بر این اساس در صفحه ی سنتور،از پایین به بالا،صدا از بم به زیر سیر صعودی می یابد.

همچنین از قسمت راست به چپ صفحه، صدا از بم به زیر سیر صعودی می یابد، به قسمی که گستره ی صدایی سنتور کلاسیک ایران به سه قسمت اصلی قابل تقسیم است:

  1. ناحیه ی سیم های زرد
  2. ناحیه ی سیم های سفید
  3. ناحیه ی سیم های پشت خرک سفید

 

لازم به ذکر است که قسمت راست خرک های سیم های زرد، از آنجا که از این منطق پیروی نمی کنند در اجرای قطعات رپرتوار کلاسیک سنتور مورد استفاده قرار نمی گیرند، لیکن برخی آهنگسازان به منظور وسعت بخشیدن به گستره ی فوقانی سنتور ، با تعبیه محل خرک های سیم های زرد در طول فعال سیم،طرفین سیم را به فاصله سه هنگام از هم  کوک می کنند که در این صورت نت های هر یک از خرک های این ناحیه ی چهارم نسبت به هر یک از خرک های هم شماره ی ناحیه ی سوم ، یک هنگام زیر تر خواهد بود. در واقع گستره ی این ناحیه ی چهارم در ادامه ناحیه ی سوم واقع خواهد شد.

 

 

 تامین نغمات متغیر در سنتورهای فعلی

 نت های خرک های 1و8 هر دو متعلق به نت Mi و نت های خرک های 2و9 متعلق به نت Fa هستند. بنا به ضرورت، برای تامین نت های مورد نیاز در اجرای هر یک از دستگاه ها می توان خرک های 1و8 را به طور متفاوت نسبت به هم، کوک کرد.(همین طور خرک های 2و9 را).

به عنوان مثال در شور Sol،خرک اول Mi کرن و خرک هشتم Mi بمل کوک می شود؛

در ماهور Fa ، خرک اول سفید Mi بکار و خرک هشتم Mi بمل کوک می شود؛

در چهارگاه Do خرک هشتم زرد Mi کرن و خرک اول سفیدMi  بکار کوک می شود؛

در چهارگاه Do خرک نهم زرد  Faدیز و خرک دومFa  بکار کوک می شود؛

در اصفهان Sol خرک نهم Fa  بکار و خرک دوم  Faدیز  کوک می شود و...

لیکن در مورد بقیه ی نت ها (یعنی به جز  Miو Fa )، از آنجا که در هر هنگام برای هر نت فقط یک موقعیت اجرای روی ساز وجود دارد، برای تامین نت کروماتیک آن(به فاصله ی ربع پرده یا نیم پرده)، بالاجبار باید آن را در اکتاو زیرتر یا بم تر به طریق دلخواه کوک کرد. به عنوان مثال در دستگاه ماهور(Fa)، برای تامین نت های La کرن، La بکار و La بمل، خرک چهارم ناحیه ی اول را La کرن، ناحیه ی دوم را Laبکار و ناحیه ی سوم راLa بمل کوک می کنند؛ یا در آواز اصفهان(Sol)، برای تامین نت هایSi بمل و Siکرن، خرک پنجم را  ناحیه ی اول Si کرن و ناحیه ی دوم و سوم را Si بمل کوک می کنند؛ یا در دستگاه شور(Sol)، برای تامین نت های Re بکار و Re کرن، خرک هفتم ناحیه ی اول راRe بکار و ناحیه ی دوم و سوم راRe کرن کوک  می کنند (و یا بالعکس آن)و...

بر این اساس، برای تامین یک نت تغییر یافته در اجرا سه امکان وجود دارد:

  1. نت مورد نظر را از اکتاو زیرتر(بم تر) تامین و بقیه ی عبارت را در همان گستره ی اصلی اجرا می کنیم.
  2. کل عبارت را به اکتاو زیرتر(بم تر) منتقل می کنیم.
  3. به ناچار قسمتی از عبارت در اکتاو بم تر (زیرتر) و بقیه ی آن را در گستره ی اصلی اجرا می کنیم.

بر اساس محدودیتی که ساز اعمال می کند، گاه جهت حرکت ملودی قابل تشخیص نیست.

همچنین انتقال عبارت به اکتاو بم تر(زیرتر) منطق حرکت ملودی از بم به زیر(از درآمد تا اوج دستگاه) را دچار اشکال می کند و به دلیل محدودیت صدایی گاه شاهد اجرای اوج دستگاه در همان گستره درآمد هستیم! مانند گوشه ی عراق که در همان گستره صوتی درآمد ماهور Faنواخته می شود(و تنها نت La بمل را از ناحیه ی سوم تامین می کند).

 

محدودیت کوک در اجرای دستگاه تبعات دیگری نیز دارد، از جمله اینکه گاه مجبور به حذف اجرای یک گوشه می شویم. مثلا در دستگاه چهارگاه(Do) از ردیف میرزاعبدالله گوشه مویه حذف می شود؛ در دستگاه ماهور(Fa)؛ ضربی صوفی نامه حذف و یا در شور(Sol)، قسمت مدلاسیون به آواز اصفهان در ضربی گریلی حذف می شود. همچنین در برخی از ردیف ها، که گوشه ی حصار در دستگاه سه گاه آورده شده است، این گوشه حذف می شود.

برخی نت های آلتره در اجرای گوشه های ردیف نیز به ناچار حذف می شوند. به عنوان مثال، در ردیف میرزا عبد الله در شور(Sol) نت La بکار در گوشه ی نغمه ی اول حذف می شود. نتRe بکار در دستگاه سه گاه(La کرن)، در گوشه های تخت طاقدیس، شاه ختایی و مویه و نت Si بکار در فرود ماهور(Fa) در گوشه ی مجلس افروز(برای آلتراسیون به ماهورDo ) حذف می شود. از طرف دیگر، برای تغییر دستگاه به ناچار باید کوک ساز را تغییر داد و این تغییر کوک گاه بیش از حد زیاد است. به عنوان مثال برای تغییر کوک از شور  Solبه چهارگاه Do (که هر دو در ردیف نوازی استفاده می شوند)، می بایست کوک 32 سیم را تغییر داد؛ یعنی نزدیک به نیمی از سیم های سنتور را!

برای نواختن یک دستگاه از درجات مختلف(از طبقات مختلف) نیز همین مسئله ی زیادی تغییر کوک مشاهده می شود؛ مثلا در تغییر کوک از ماهورFa(راست کوک) به Do(چپ کوک). گاه در انتقال یک دستگاه، به علت محدودیتی که کوک اعمال می کند. مجبور به حذف برخی دیگر از گوشه ها می شویم؛ به عنوان مثال در تغییر کوک از  چهارگاه Do به چهارگاه  Sol، گوشه ی حصار حذف می شود. برای کاستن تغییر کوک در تغییر دستگاه، در ردیف نوازی سنتور، هر یک از دستگاه ها از درجاتی انتخاب می شوند که کمترین تغییر در علائم ترکیبی را نسبت به هم داشته باشند. مثلا شور از Sol نواخته می شود. سه گاه از La کرن، ماهور از Fa، نوا از Sol، همایون از Sol، اصفهان ازDo، راست پنجگاه از Fa. همچنین برای تسهیل در تغییر کوک، برخی استادان در آموزش ردیف، کوک پایه ای را برای سنتور در نظر می گیرند که بر اساس آن در تغییر دستگاه، کوک سیم های زرد حتی الامکان تغییر نمی کند و در سیم های سفید نیز حتی الامکان با جا بجا کردن خرک نت تغییر یافته در دستگاه جدید حاصل می شود. در روش فوق نیز به دلیل محدودیتی که کوک ساز اعمال می کند، برخی گوشه ها در گستره ی صوتی اصلی خود نواخته نمی شوند.

 یکی از روش های موقت تغییر کوک در سنتور تغییر محل خرک است که خالی از ایراد نیست.تغییر محل خرک، به دلیل تغییر یافتن موقعیت خرک نسبت به پل های داخل صفحه، خود موجب تغییر شیوش (طنین، رنگ صدایی) صدای ساز می شود و این تغییر در شیوش در انواع لا کوک که پهنای کمتری دارند(طول قاعده ی سنتور کمتر است) به نسبت سنتور ر کوک(که طول قاعده بیشتری دارد) بیشتر مشاهده می شود(همچنین در انواع 12و 15و 18 خرک این تغییر کمتر است).

تغییر محل خرک ممکن است چهار سیم یک خرک را از حالت هم کوک خارج کند. این مورد در خرک های 7و 8 و 9 بیشتر مشهود است. در ضمن تغییر محل خرک فقط در محدوده ی سیم های ناحیه ی دوم سنتور میسر است و سیم های زرد را در بر نمی گیرد؛ زیرا به دلیل طویل بودن سیم ها، تغییر محل خرک بسیار زیاد خواهد بود و این موضوع علاوه بر آنکه نواختن را با اشکال مواجه می کند، به دلیل تغییر زیاد محل قرار گرفتن خرک ها نسبت به پل های داخل صفحه، موجب تغییر شیوش زیادی می شود. در سیم های سفید نیز، با تغییر محل خرک، کوک پشت خرک به هم می خورد و چنانچه در اجرا به هر دو صدای جلو و پشت خرک توامان  نیاز باشد این تمهید ناکار آمد خواهد بود.

مورد دیگری که از محدودیت های صوتی عارض می شود این است که برای اجرای تمام مدها(بخصوص در ماهور و راست پنجگاه) محدودیت های کوک ساز مانع از بسط و گسترش یک گوشه در اجرای قطعات ضربی می شود، از این رو برای رفع این محدودیت گاه از اجرای برخی مدها صرف نظر می شود.

محدودیت های صوتی سنتور در مدولاسیون های خارج از محدوده ی ردیف(که ساز توانسته با تمهیدات گفته شده تا حدی خود را با آن سازگار کند) بیشتر مشهود است، به قسمی که به کارگیری آن در ارکستر(سنفونیک) به علت محدودیت صداهای آن به سختی مقدور است.

لازم به ذکر است که موارد فوق از نظر برخی صاحب نظران و استادان ساز سنتور نه به عنوان یک«نقیصه» بلکه به عنوان یک «خصوصیت» پذیرفته شده و به ترتیب شرح داده شده عمل می شود. لیکن در این میان عده ای از سنتورسازان و محققین سعی در برطرف کردن این محدودیت های صوتی نموده اند و طرح هایی را در این باره به عمل رسانده اند. لازم به ذکر است که وجود این طرح ها در حالت ایده آل خود(که متاسفانه تا امروز متحقق نشده است) وجود اقسام کلاسیک سنتور را نفی نمی کند و از هر یک از آن ها برای منظورهای متفاوت می توان بهره گرفت. به عنوان مثال، هرگاه منظورمان اجرای موسیقی ردیفی به شیوه استادان پیشین باشد، ناگفته پیداست که می بایست از سنتورهای کلاسیک با شیوش صدایی ساخته ی استادان پیشین بهره بگیریم و هرگاه منظورمان عرضه ی انواع دیگر موسیقی مانند موسیقی سنفونیک (با خصائص موسیقیایی متفاوت) باشد از انواع دیگر سنتور.



:: بازدید از این مطلب : 1260
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 22 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

1- هیچ کس ارزش اشکهای تو رو نداره ٬ کسی که ارزشش رو داشته باشه هرگز باعث اشک ریختن تو نمیشه.

 2- عاشق شدن آسونه اما عاشق موندن خیلی سخته.

 3- ممکنه که برای دنیا یک نفر باشی٬ اما شاید برای یک نفر تموم دنیایی.

 4- عقل هزار چشم دارد و عشق فقط یک چشم ولی وقتی که عشق میمیرد نور زندگی از بین میرود.

5- دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی، دنبال کسی بگرد که نتوانی لحظه ای بدون اون زندگی کنی.

6- گاهی شعر سراغم را میگیرد٬ گاهی هوای تو ، تفاوتی نمیکند ، هر دو ختم میشوید به دلتنگی من.

7-  وقتی تو هستی تمامی جهان با تو است، و وقتی تو نیستی فقط درماندگی و غم با من است (ویلیام شکسپیر).


8-
بکوشید دوست داشتنى ها را به دست آورید، و گرنه مجبورید آنچه را به دست آورده اید، دوست بدارید (سخنی از مارک تواین).

9- نمی خواهم بگویم دوستت دارم، میخواهم بدانی دوستت دارم.

10- هیچ چیز نمی تواند بر عشق حکومت کند، بلکه این عشق است که حاکم بر همه چیز است.  (لافونت)

11-  عشق من :  طبیب قلب من باش، زیباترین غروبم.

12- همه میگن 1 ساعت یعنی 60 دقیقه و یک دقیقه یعنی 60 ثانیه اما هیچکس بهٍم نگفت 1 ثانیه بی تو یعنی 60 سال.

13- نمی‏توان عاشق یک مرده شد... روزی که به عشقم پشت ‏پا زدی در قلبم ترا کشتم و در گوشه‏ای تاریک و سرد خاکت کردم.  

 14- ای بی انتها در عشق بمان با من در لحظه لحظه ی زندگیم.

15- تا ابد تک چراغ روشنی قلبم تو هستی و خواهی ماند.


16-
عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر یا بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا.


17- عاشق شدن هنر نیست ، عاشق ماندن هنر است.

18- هر وقت دلت ابری شد بزار بباره، رنگین کمون ، بعد از بارون رنگ می گیره.

 
19- هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده تا نشکنه ! ولی می تونه به دلش یاد بده تا که وقتی شکست لبه تیزش دست کسی رو نبره.

 
20- عشق مثل ساعت شنی می مونه،  همانطور که قلب رو پر می کنه،  مغز رو خالی میکنه!

 
21- عشق یعنی عبرت روزگار ، شلاق زمانه ، قصاص زندگی ، ولی افسوس...... قصاص زندگی را دید.... شلاق زمانه را خورد.....ولی عبرت نگرفت.

 
22- در زندگی سه راه رو دنبال کن : 1- دوست داشتن رو برای یک تجربه  2- عاشق شدن رو برای یک هدف  3- فراموش کردن رو برای قبول واقعیت

 
23- دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

 
24- اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست نداره، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست نداره.

 

25- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

 
26- تو گل سرخ منی ، تو گل یاس منی ، تو مثل شبنم پاک سحری ، نه ، از آن پاکتری.

 
27-
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم ، اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.تو نیز به من آموختی  چگونه دوستت بدارم ، اما به من نیاموختی چگونه فراموشت کنم.

 
 28
- عشق فنا شدن نیست ، فدا شدن است 

 
29-
من عطر یاس خوشبو ندارم، در باغ رویا شب بو ندارم، قایق زیاد است، اما برای به تو رسیدن پارو ندارم.

 
30-
هیچ گاه چشمانت را برای کسی که مفهوم نگاهت را نمیفهمد گریان نکن.

 
 31-
اگر عاشق شدن یک گناه است دل عاشق شکستن صدکناه است.

 
32-
عشق زمان را در تصرف خود در میاورد و زمان عشق را در زیر چرخهای خود پایمال.

33- با گفتن اینکه : یافتن عشق غیر ممکن است، مانع ورود عشق به زندگی خود نشو، سریع ترین راه دریافت عشق، بخشیدن آن به دیگران است.

 
34 – 
سعی کن کسی رو دوست داشته باشی که قلبش اونقدر بزرگ باشه که واسه جا کردن خودت، تو قلبش مجبور نشی خودتو کوچک کنی.

 
35-
عاشق آن نیست که یک دل به صد یار دهد. عاشق آن است که صد دل به یک یار دهد. 

36- عاشقان دیوانگان خوشبختی هستند که در آتش جنون خود می سوزند و لب از لب بر نمی دارند. ( اراسم)

 
37- کسی که فکر میکند روزی عشق از بین میرود ، عاشق واقعی نیست.

 
38- 
همیشه عاشق کسی باش که لایق عشق باشد نه تشنه ی عشق زیرا تشنه ی عشق روزی سیراب می شود.

 
39-
عشق تنها شیوه ای است که با آن می توان به اعماق وجودی انسان دیگر دست یافت.

 
40-
عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذّت می برد!

 
41- عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید  
)ایوانز(

 
42-
اولین طلیعه عشق آخرین تابش عقل است) آنتوان برت(

 
43-
عشقِ مرد قسمتی از زندگی او و عشق زن همه زندگی اوست) لرد بایرون(

 
43-
همه بخاطر عشق زاده شده ایم .... عشق پایه و اساس هستی و تنها پایان آنست)دیز رائیلی(

 
44 -
اگر می خواهید دوستتان بدارند دوست بدارید و دوست داشتنی باشید. ) فرانگلین)

45- عشق حقیقی هیچ گاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود. (ویلیام شکسپیر)

46- عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد. در عشق اجباری نیست. عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن . برای آنکه کسی یا چیزی را بدست آوری رهایش کن.

47- اگر عشق در پی چیزی جز کشف اسرار عشق باشد ، به حقیقت عشق نیست



:: بازدید از این مطلب : 978
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari


«بلوتوث» پرطرفدار است، زیرا...

با پیشرفت تکنولوژی، ارتباطات بی سیم بالاخره جایگزین روش های ارتباطی سابق شد. «بلوتوث» هم یکی از همین روش های ارتباطی است که بطور خودکار عمل می کند و در چند سال اخیر استفاده از آن بسیار گسترش یافته است.
بزرگترین نکته مثبت «بلوتوث» اینست که می تواند ارتباطی بی سیم، ارزان و خودکار، بین دستگاه های الکترونیکی برقرار کند. البته روش های دیگری هم برای برقراری ارتباط بدون سیم مانندFI-WI یا ارتباط INFRARED(اشعه مادون قرمز) وجود دارند. در اشعه مادون قرمز، امواج نوری با فرکانس پایین است که توسط چشم انسان قابل تشخیص نیستند.
معمولا در کنترل از راه دور تلویزیون ها و دستگاه های الکترونیکی از اینفرارد استفاده می شود، اما با وجود قابلیت اطمینان و مقرون به صرفه بودن استفاده از آن در دستگاه های مختلف، استفاده از این تکنولوژی خالی از اشکال هم نیست.
اول اینکه دو دستگاهی که می خواهند با استفاده از اینفرارد با هم ارتباط برقرار کنند باید حتما در خط دید مستقیم یکدیگر قرار داشته باشند. دومین مشکل اینست که اینفرارد همیشه یک ارتباط یک به یک برقرار می کند. یعنی شما می توانید داده ها را بین کامپیوتر و لپ تاپ رومیزی تان منتقل کنید، اما امکان برقراری ارتباط همزمان با یک دستگاه دیگر مانند پرینتر یا... وجود ندارد. اما «بلوتوث»، در حقیقت یک نام تجاری برای شبکه های بی سیم شخصی(PAN) است که با استاندارد مشخصی شناخته می شود. «بلوتوث» با استفاده از یک فرکانس برد کوتاه رادیویی و پروتکل ارتباطی برای مصارف با توان پایین و برد کوتاه(۱متر، ۱۰۰متر) می باشد که با نصب یک میکروچیپ ارزانقیمت در دستگاه ها فعال می شود. دستگاه هایی که در حد فاصل مجاز از یکدیگر قرار دارند می توانند با استفاده از بلوتوث با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
چگونگی عملکرد: همانطور که اشاره کردیم، شبکه «بلوتوث»، داده ها را از طریق امواج ضعیف رادیویی منتقل می کند.
ارتباطات بلوتوث در فرکانس۲/۴۵گیگاهرتز(بین۲GHZ/۴۰۲و۲GHZ/۴۸۰) صورت می گیرد. طبق توافق بین المللی این طیف فرکانسی برای استفاده دستگاه های صنعتی، علمی و پزشکی(ISM) اختصاص یافته است. بسیاری از دستگاه های مورد استفاده ما در زندگی روزمره از این طیف فرکانسی استفاده می کنند. از جمله این دستگاه ها می توان به ریموت کنترل درب های پارکینگ و نسل جدید تلفن های بی سیم اشاره کرد. اطمینان از عدم تداخل دستگاه های مختلف با یکدیگر یکی از مهم ترین اهداف طراحان این تکنولوژی بوده است.
یکی از روش هایی که دستگاه هایی «بلوتوث» با استفاده از آن از تداخل با دیگر سیستم ها جلوگیری می کنند، ارسال سیگنال های بسیار ضعیف(حدود یک میلی وات) می باشد. این در حالیست که قوی ترین تلفن های همراه قابلیت ارسال سیگنال های ۳واتی را دارند. همین قدرت پایین، برد یک دستگاه بلوتوث را به ۱۰متر کاهش می دهد و متقابلا احتمال تداخل با دیگر دستگاه ها را نیز کمتر می کند. با وجود قدرت پایین سیگنال در ارتباط بلوتوث، نیازی به خط دید مستقیم بین دو دستگاه وجود ندارد. سیگنال های بلوتوث از دیوار نیز عبور کرده و امکان کنترل دستگاه های مختلف در اتاق های مجزا را با استفاده از این استاندارد فراهم می کنند.
با استفاده از بلوتوث می توان ۸دستگاه را بطور همزمان به هم متصل کرد و علی رغم اینکه همه دستگاه ها در شعاع ۱۰متری یکدیگر قرار دارند هیچگونه تداخلی در ارتباط بین آنها پیش نمی آید. این بدان دلیل است که بلوتوث با استفاده از تکنیکی با عنوان پرش فرکانس ها(SSFH) امکان استفاده همزمان از یک فرکانس مشخص را در بیش از یک دستگاه غیرممکن می سازد.
در این تکنیک بلوتوث طیف فرکانسی ISM را به ۷۹فرکانس مجزا تقسیم کرده و دستگاه مورد نظر بر مبنای معیارهای خاص در هر لحظه بصورت تصادفی یکی از این فرکانس ها را انتخاب کرده و استفاده می کند. در ارتباطات بلوتوث دستگاه فرستنده در هر ثانیه ۱۶۰۰بار فرکانس عوض می کند. بدین ترتیب تعداد دستگاه های بیشتری می توانند از طیف رادیویی استفاده کنند و امکان تداخل بین آنها هم کاهش می یابد. وقتی دستگاه های بلوتوث در فاصله مجاز از هم قرار می گیرند یک گفتگوی الکترونیکی بین آنها رخ می دهد تا چنانچه داده ای باید منتقل شود با یکی از دستگاه ها باید دیگری را کنترل کند ارتباط بین آنها برقرار شود. وقتی این گفتگو انجام می شود دستگاه ها یک شبکه ایجاد می کنند. شبکه ای که توسط سیستم های بلوتوث ایجاد می شود، شبکه شخصی(PAN) نامیده می شود که ممکن است فضای یک اتاق یا خانه را در بر بگیرد یا اینکه فاصله بین تلفن همراه و HANDSFREE را شامل می شود.
● انواع کاربردها
۱) کنترل بی سیم ارتباط میان یک تلفن همراه و HANDSFREE که مشهورترین کاربرد آن می باشد.
۲) ایجاد شبکه بی سیم بین کامیپوترها در محیط های کوچک که پهنای باند کمی مورد نیاز است.
۳) ایجاد ارتباط بی سیم با دستگاه های ورودی و خروجی کامپیوترهای شخصی، مانند صفحه کلید، چاپگر و موس.
۴) انتقال فایل ها مثل عکس و MP۳ و... بین گوشی های موبایل و کامپیوترها .
۵) جایگزین کردن ارتباطات سریال سیمی در تجهیزات آزمایش و اندازه گیری، گیرنده هایGPS و تجهیزات پزشکی.
۶) کاربرد در دستگاه های کنترل راه دور که سابقا از تکنولوژی INFRARED در آنها استفاده می شد.
۷) کنترل بی سیم انواع کنسول های بازی، NINTENDO و PLAYSTATION که هر دو قرار است در دسته های بازی بی سیم خود از این تکنولوژی استفاده کنند.



:: بازدید از این مطلب : 686
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 20 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

در گذشته آلات موسیقی در تعزیه، به سازهای بادی و كوبی منحصر می شد. سازهای رشته دار یا زهی و حتی بعضی از سازهای كوبی، همچون دف، دایره و دایره زنگی هم به علت ممنوعیت شرعی در تعزیه خوانی ها كاربرد نداشتند.

 

 

علی افسری نژاد.JPG

هر چند در پاره ای از شهرها و روستاهای ایران، به اقتضای وضع ویژه فرهنگی و مذهبی، احتمالاً از سازهای رشته دار و آلاتی همانند دف و دایره، آن هم گاهی، در برخی از تعزیه ها، سود می جستند، ولی به هر تقدیر، استفاده از سازهای یاد شده، جنبه تصادفی و استثنایی داشته است.

در شمار زیادی از شهرها و روستاهای ایران، عمده ترین و متداول ترین سازهای تعزیه، شیپور و طبل معمولی بود. در تعدادی از نواحی ایران، از سازهای دیگری مانند دهل، سنج، سرنا، نی و بعضی از سازهای محلی نیز بهره می بردند. از زمان ناصرالدین شاه به بعد در تكیه دولت و تكایای اعیان و اشراف، پاره ای از سازهای بادی اروپایی نظیر برگل، ترومپت پیستون دار، قره نی و مانند آنها هم بر سایر سازها افزوده شد. تعزیه خوانان برخی از شهرها و روستاهای ایران، مخصوصاً مناطق اطراف تهران نیز تدریجاً سازهای فرنگی مثل بوگل، كه آن را به زبان عامیانه <بولگ> می نامیدند، به كار می گرفتند .

 

● سازهای بادی سنتی

▪ شیپور:

سازی از جنس برنج یا مس و بدون پیستون و از خانواده سازهای بادی است. این ساز، یك صدایی و نوایش بسیار بلند و رسا می باشد. با شیپور ساده، آهنگ ویژه ای را نمی شود نواخت. تنها با دمیدن در آن و كشش یا تقطیع نفس، می توان پنج تا شش حالت كلی غم انگیز یا ضربی و آشوب و جنگ به صدای آن داد.

در ایران، این ساز از روزگاران دیرین در جنگ ها و مراسم مذهبی كاربرد داشته و بیشتر از سایر سازها معمول بوده است. هیچ گونه ساز بادی ای به اندازه شیپور ساده در تعزیه خوانی ها متداول نبوده است. در هر شهر و روستایی كه تعزیه و شبیه خوانی برپا می شد، شیپور از مهم ترین و اساسی ترین سازهای تعزیه شمرده می شد. سازهای بادی دیگر، همچون كرنا، قره نی و امثال این ها، بیشتر جنبه تكمیلی و تشریفاتی داشتند.

▪ نی:

سازی است بادی كه آن را اغلب از نی و به صورت استوانه می سازند. لوله این ساز از هفت بند و شش گره تشكیل یافته است. از همین روی، ساز مزبور به <نی هفت بند> هم شهرت دارد. قطرش از ۵/۱ تا ۳ سانتی متر و طولش حدوداً ۳۰ تا ۷۰ سانتی متر است. شش سوراخ دارد كه ۵ سوراخ آن در یك طرف و سوراخی در سمت دیگر آن قرار دارد. نی از انواع سازهای بی زبانه می باشد. نی نواز، هوا را از دهانه لوله به درون آن می دمد و با باز و بسته كردن سوراخ ها با انگشتان هر دو دست، طول هوای داخل لوله را كم و زیاد می كند و در نتیجه صورت های زیر و بمی به وجود می آورد.

در تعزیه ها، در مواردی چند از جمله در فواصل خواندن آوازهای اندوهبار، نی زده می شد. نوای نی معمولاً با صدای ملایم شیپور و طبل همراه بود. مهم ترین كاربست نی در تعزیه <طفلان مسلم> بود. در این تعزیه، مانند چوپان موقع چراندن گوسفندان خویش، آهنگ های غمباری همانند دشتستانی، چوپانی و امیری نی می زد. از این رو، افرادی كه در این تعزیه، نقش چوپان را به عهده داشتند، می بایست نی زن نیز باشند.

▪ كرنا یا كرنای:

سازی است بادی و معمولاً فلزی. درازای آن ۲ تا ۷ متر است. سرش خمیده و به عصا شباهت داشته و لوله اش بدون سوراخ می باشد. صدای كرنا، خشن، گوش خراش و هراس انگیز است. در تعزیه ها از این ساز به هنگام نبرد، پیكار و تاخت و تاز اسب ها و برای ایجاد رعب، وحشت و آشوب سود می جسته اند. در ابتدای تعزیه و اعلام و فراخوانی و مبارزه خوانی هم كرنا را همراه با طبل و شیپور می نواختند.

▪ سرنا یا سورنای:

ساز بادی چوبی است مخروطی شكل. سرنای تعزیه دوزبانه و طول لوله اش تقریباً نیم متر است كه ۶ سوراخ در یك ردیف و سوراخی در عقب دارد. این ساز در بیشتر نواحی كشور، به خصوص در روستاها به كار می رود. در رقص های محلی، جشن های عروسی و احیاناً در مراسم عزاداری ماه محرم آن را همراه با دهل یا طبل می نوازند. در تعزیه خوانی ها، سورنا نواز با شیپورزن و طبال در نواختن آهنگ های غم انگیز یا نشاط بخش همراهی می كرده است.

● سازهای كوبی

▪ طبل:

سازی است كوبی و رزمی، كوچك تر از دهل و در اندازه های مختلف. تنه اش را از چوب و به شكل مخروط ناقص یا استوانه ای شكل می سازند و روی دو قاعده اش پوست می كشند. بعدها، طبل های فلزی هم ساخته شد. طبل را با دو چوب یا چوبك كه سرشان گره یا <توپوز> دارد، می نوازند. حدود تنوع صدای طبل به وسعت پوست و مخصوصاً مهارت نوازنده بستگی دارد. طبل نیز همانند شیپور، ساز اصلی و مهم تعزیه بوده است. طبل نوازها، جدا از این كه آواز تعزیه خوانان را با آواز همراهی می كنند، به هنگام سكوت یا حركت تعزیه خوانان و در فواصل آوازها با نواختن ضربات ملایم، آرام و متوالی به طبل، گذشت لحظه ها و زمان و گهگاه هم چونی حالات تعزیه خوان را مجسم می نمایند. كلاً طبل در نمایاندن تقطیع و تغییر صحنه ها در تعزیه، نقش مهم و اساسی داراست.

▪ دهل:

سازی است كوبه ای به شكل استوانه، نظیر طبل، اما بزرگ تر از آن. تنه اش از چوب و قطر دهانه اش تقریباً ۱ متر و ارتفاع آن ۲۵ تا ۳۰ سانتی متر است. بر دو سطح دهانه آن پوست كشیده شده است. نوازندگان موقع دهل نوازی، آن را با تسمه ای كه به تنه اش وصل می باشد به گردن می آویزند.

دهل در جلوی شكم نوازنده به طور مایل قرار می گیرد و دو دهانه پوست كشیده آن به سوی پهلوی راست و چپ نوازنده است. نوازنده در دست راستش چوبی به شكل عصا، به اسم <كَجَك> و در دست چپ، تركه نازكی می گیرد و با آنها بر روی سطح پوستی دهل می كوبد. ارتفاع صدای چنین سازی، نامعین است.

▪ سنج یا صنج:

سازی است كوبی از دو صفحه یا سینی برنجی مدور كه درون آن كمی گرد است. سنج یكی از سازهای باستانی ایران بوده است كه در مراسم سوگواری های مذهبی و تعزیه به كار می آید. جهت نواختن آن، دو صفحه را به هم می كوبند یا بر هم می لغزانند. طنین سنج، آمرانه و پرقدرت می باشد. كاربرد سنج در مجالس تعزیه جنبه عمومی ندارد و بیشتر در دسته گردانی ها، نوحه خوانی ها و سینه زنی ها از آن بهره می برند.

▪ نَقّاره:

دو طبل كوچك متصل یا جدا از هم است؛ یكی بزرگ تر با صدای بم تر و دیگری كوچك تر با صدایی زیرتر. نقاره را با دو عدد تركه كه به چوب نقاره معروف است، می نوازند. گاه یك چوب با بم و چوب دیگر با زیر كار می كند و برخی اوقات هر دو چوب به بم یا به زیر می خورد. كاربرد اصلی نقاره در نقاره خانه های شهرهای بزرگ بود كه به هنگام طلوع و غروب آفتاب نقاره می زدند. افزون بر این، در مراسم دسته گردانی و عزاداری به كار می رفت. به تدریج در تعزیه خوانی ها، به ویژه در تكیه دولت و تكایای اعیانی و اشرافی هم مرسوم شد.

▪ سازهای بادی فرنگی:

همان گونه كه یادآور شدیم، از اواخر عهد ناصری چند نوع ساز بادی فرنگی هم در مجالس تعزیه باب شد، از بین آنها، ترومپت پیستون دار، بوگل و قره نی را می توان نام برد.

ترومپت پیستون دار: یكی از سازهای بادی است كه میان مردم به <شیپور> معروف است. این ساز را، همچون شیپور ساده، از مس یا برنج می سازند. ساز مورد بحث دارای سه كلید سوپاپ (پیستون) است. نوازنده، همراه با حركت لب ها و فشار دم در دهانه ترومپت و حركت انگشتان روی كلیدهای آن، با هر كلید، تعدادی از نوازهای موسیقی را تولید می كند.

به جای شیپور ساده قدیمی، از ترومپت نه تنها در تكیه دولت و تكایای اعیان و اشراف، كه در بعضی از تكیه ها و تعزیه خوانی های عمومی هم استفاده می كردند. چون ترومپت پیستون داشت، گروه نوازندگان تعزیه می توانستند پاره ای از نغمه ها، آهنگ ها و گوشه ها را با آن بنوازند. بنابراین با كاربرد ترومپت، نوعی تحول در موسیقی تعزیه پدیدار شد. نوازندگانی كه در نواختن ترومپت و بوگل پیستون دار، تبحر و ورزیدگی داشتند، در بسیاری موارد، تعزیه خوانان را در آوازخوانی همراهی می كردند و همان گوشه ها و نغمه هایی را می نواختند كه تعزیه خوان می خواند.

▪ بوگل:

سازی است فلزی و دوزبانه چون ترومپت. لوله اش كله قندی و كوتاه تر از ترومپت می باشد. بوگل دو نوع است؛ بوگل بزرگ و كوچك. تفاوت بین این دو در صداست. صدای بوگل كوچك، تیزتر از بوگل بزرگ می باشد. بوگل ساده، نظیر شیپور بود و پیستون و سوپاپ نداشت و با آن ۲ تا ۶ صوت مختلف را درمی آورند. در تعزیه ها از هر دو ساز یعنی از بوگل و ترومپت استفاده می شد، كاربرد بوگل و ترومپت پیستون دار در تعزیه، بر تنوع آهنگ ها و نغمه ها می افزود.

▪ قره نی:

سازی است بادی از دسته سازهای یك زبانه كلیددار. این ساز اقسام مختلفی دارد كه متداول ترین آنها قره نی است كه آن را از چوب می ساختند. در تعزیه خوانی های تكیه دولت و برخی از تكایای اعیانی، از قره نی نیز استفاده می شده است. در تكایا و تعزیه های عمومی معمولاً سرنا به كار برده می شد.



:: بازدید از این مطلب : 1141
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 20 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

نشود فاش ِ کسی  آنچه  میان  من و  توست 
                                                  تا  اشارات   نظر  نامه  رسان من و   توست

 گوش کن با   لب  خاموش  سخن  می گویم 
                                                  پاسخم گو به نگاهی  که زبان   من و  توست
 

روزگاری  شد  و  کس  مرد ره  عشق  ندید 
                                                  حالیا    چشم   جهانی  نگران  من  و  توست

گر چه   در خلوت  رازدل   ما کس  نرسید 
                                                 همه  جا زمزمه ی عشق نهان  من  و توست
 

گو بهار دل  و جان باش و خزان باش،ارنه 
                                                 ای بسا باغ  وبهاران  که  خزان من و توست

 این همه  قصۀ  فردوس    و تمنای  بهشت 
                                                 گفت و گویی   و خیالی  ز جهان  من و توست
 

نقش ما   گو   ننگارند   به  دیباچه ی  عقل
                                                 هرکجا  نامۀعشق  است   نشان من  و توست
 

سایه ز آتشکده ی  ماست  فروغ  مه و مهر 
                                                 وه  ازین آتش روشن که  به  جان من وتوست



:: بازدید از این مطلب : 905
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 20 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

سینه مالامال درد  است  ای دریغا  مرهمی

                           دل ز   تنهایی به  جان  آمد ، خدا را، همدمی

چشم  آسایش که دارد  از    سپهر    تیزرو

                           ساقیا  جامی    به   من   ده  تا بیاسایم  دمی

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت

                           صعب روزی، بوالعجب کاری،پریشان عالمی

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چو گل

                            شاه ترکان فارغ است از حال ما  کو رستمی

در طریق عشقبازی امن و آسایش   بلاست 

                            ریش باد آن دل که با درد تو  خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه   نیست

                            ره روی باید جهان سوزی،نه خامی،بی غمی

آدمی در   عالم   خاکی نمی آید    به   دست

                            آدمی دیگر   بباید   ساخت  ، و از نو عالمی

خیز تا   خاطر   بدان ترک   سمرقندی دهیم

                             کز نسیمش   بوی  جوی   مولیان  آید همی

گریه ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

                              کاندر این   دریا   نماید   هفت دریا،شبنمی



:: بازدید از این مطلب : 905
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 20 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

السلام علی الحسین   و 

                 علی علی ابن الحسین  و 

ما عاشق و   سرمست  حسین   از دل  و جانیم

                                    آشفتۀ    عشقیم  و   به   او    شیفتگانیم

با   نام   حسین  ابن    علی     انس     گرفتیم

                                   در  آتش   غم  سوخته    و   اشک فشانیم

داریم  به     زیر    علمش    نوحه      سرایی

                                    در   ماتم    شاه    شهدا     مرثیه خوانیم

زان روز که بر   مکتب   او      شیفته   گشتیم

                                     نالان    ز   پی   قافلۀ     عشق   روانیم

ما   را   چه    غم   از   آتش    سوزان  جهنم

                                     چون    عاشق    آقای    جوانان  جنانیم

در   کوچه   و   برزن  به  ولایش   زده   پرچم

                                      ما    تعزیه  داران    شه   تشنه   لبانیم

ای دوست   مزن   زخم   زبان  بر دل  عشاق

                                      ما   مفتخریم   و  به حسین سینه زنانیم

                                 علی اولاد الحسین  و

                                                     علی اصحاب الحسین



:: بازدید از این مطلب : 1043
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 20 بهمن 1389 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران