نوشته شده توسط : aliafsari

عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران

درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی

از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست،دشواری هم نیست،بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر

می كنند، نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را

می گیرید كه همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند،بلكه كارها رابگونه ای متفاوت انجام میدهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با 1 نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری

 با چندنفر مشاوره داشته باش

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد.

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند، دیر یا زود وقت خود را

صرف معالجه می كنند.

صاحب اراده،فقط پیش مرگ زانو می زند،و آن هم در تمام عمر،بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید.

كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید

از خودتان بهتر شوید.

اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران

 را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.



:: بازدید از این مطلب : 7
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 27 بهمن 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

چون در همه عمر داشتم حب على

آمد به سرم چهارده نور جلى

گفتم که شفیع من کدامین شماست

کردند اشارت به حسین بن على

محرم 1434 قمری

بیایید در ماه محرم زنجیر نزنیم!

اما زنجیر از پای آزاد مردان و آزاد زنان باز کنیم…
سینه نزنیم!

اما سینه دردمندی را از غم و آه پاک کنیم…
اشکی نریزیم!
اما اشک از چهره مظلومی پاک کنیم…
آن وقت با افتخار بگوییم: با آزادگان جهان همراهیم

فرا رسیدن ایام عزاداری امام حسین (ع) تسلیت و تعزیت باد



:: بازدید از این مطلب : 649
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 27 بهمن 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

به خدا  دل به تو دادم ، که دل از تو بر نگیرم

 

                                      به   وصالت   برسم  یا   که  در این راه بمیرم

چه وفا  بر تو نمودم ، چه  جفا   از تو  بدیدم

                                     بنمای  روی  خود را ،  که  به غمزه ات اسیرم

ز  جوانی ام   گذشتم ،  همه   کار و بار  هِشتم

                                     بنگر  رخم  که   کرده ، غم  عشق   یار   پیرم

 ببر ای صبا   پیامم ، تو ز من بگو به  یارم:

                                    همه  هستی ام فنا شد ، که ز عمر خویش  سیرم

تو ز درگهت  مرانم ، چو غلام خویش ، دانم

                                    منِ بینوای    عاشق ،    به جمال   تو     فقیرم

بروم به   کوه  و صحرا ، ز فراق  یار رعنا

                                    همه عاشقان   بگریند ، شب   و روز  از نفیرم

بُوَد عاقبت  که هجران ، برسد مرا به پایان؟

                                    اگرم خدای خواهد   ،   کند   آن   زمان    امیرم

نظری نما به "افسر" ، برهان   ز رنج  آخر

                                     به خدا  من از دل  و جان ، همه   منّتت   پذیرم

    

علی افسری نژاد - ۲۴/۷/۱۳۹۱

شعر عاشقانه علی افسری نژاد



:: بازدید از این مطلب : 817
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 مهر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

مرور خاطره ها انگار کار ما شده است

چه لحظه های قشنگی ز ما جدا شده است !

مرور میکنم هر روز خاطرات قدیم

دوباره زخم دل انگار وا شده است

دوباره در پی چیزی ز جنس گمشده ها. . .

گمان برم که کنون سخت نخ نما شده است

همای اوج سعادت به بند و دام تو باد

که بخت خوب تو از خواب پا شده است

برای خاطر من ساخت قطعه، ساز جهان

ولی تمام نُتش صد هزار لا شده است

دلم از این همه پرسش که پاسخی نشنید

تمام هفته و روزش پر از چرا شده است

دوباره فرصت نو از کفم برفت، افسوس

دوباره نقطه سرآغاز ماجرا شده است

دریغ و حسرت و افسوس ماجرایی نو

تمام حجم زبانم، خدا خدا شده است. . .



:: بازدید از این مطلب : 435
|
امتیاز مطلب : 33
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

نه به دل شوری و شوقی٬ نه به سر مانده هوایی        تو هم ای مرگ مگر مرده ای  ای داد، کجایی؟

هر چه خواهم که سر خویش کنم گرم  به   کاری        گل به چشمم٬ گل آتش شود    و باده٬    بلایی

هیچ کس نیست در این دشت مگر کوه که آن هم         انعکاس غم ما هست   گرش   هست  صدایی

باده و مطرب و گل نیک بود٬   لیک    عزیزان !         بهرهجران که شنیده است به جزمرگ٬ دوایی؟

ما که رفتیم به    دریای غم و   باده٬ ولی  نیست         این همه    جور٬ سزای  دل پر خون ز وفایی

جمله چون است و چرا٬ هر ورق از دفتر هستی          باز گویند   که ما    را   نرسد چون و چرایی

بندگی گر چه   نکرده ست عمادت  ٬ تو خدا باش         که ستم   نیست به   ناکام٬ خوش از کامروایی



:: بازدید از این مطلب : 936
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari
 شب لیلة الرغائب فرا رسید....

 

دلم گرفته ...

وقتی میگن امشب می تونی هرآرزویی داری بگی ،

بغض گلوم رو میگیره!

وقتی یادت میندازن که یکی هست ، یکی هست که صدات رو میشنوه

یکی که توی خلوت اشکات پا میذاره ،

یکی نزدیک تر از اونچه که فکرش رو بکنی!

امشب فریاد میزنم و آنچه در دلم نهفته است به خدا میگم....

*************************************************

خدایا به حق این شب عزیز همه رو به آرزوهاشون برسون.

خدایا ما را آن ده که آن به.

خدایا شیرینی بخشش و محبتت را به ما بچشان.

        ************************************************

خدایا! مرا ببین! تنها به خاطر آرزوها و امیدهایم به درگاه تو آمده‌ام.

سپاس، از آن ِپروردگار آرزوها و امیدهاست. خداوند مهربانی که هرقدر از او بخواهیم،

 خسته نمی‌شود و هرقدر عطا کند، از اقیانوس بی‌کران نعمت‌هایش کاسته نخواهد شد.

خداوندا! درهای رحمت تو همواره به روی خواهندگان باز است و دست عطایت گشاده.

بندگان تو هر زمان که صدایت کنند، پاسخ می‌دهی و اگر خالصانه آرزو کنند، ‌می‌بخشى.

 امشب اما شب دیگری است؛ شب آرزوهاست. امشب، من تمام دعاها و آرزوهای

عمرم را یک‌جا به درگاهت آورده‌ام. امشب، در پی آنم که به اندازه یک عمر از تو

طلب کنم.

تو تنها کسی هستی که وقتی آرزوهایم را با او در میان می‌نهم، احساس خفت و

حقارت نمی‌کنم. تنها تویی آن‌که دوست دارم تمام غم‌هایم را برایش مو به مو شرح دهم.

تو هرگز به آرزوهایم نمی‌خندى. هرگز حاجت‌های مرا به سخره نمی‌گیرى. مرا به

خاطر آرزوهایم تحقیر نمی‌کنى. من در حضور تو حتی از کوچک‌ترین آرزوهایم

چشم نمی‌پوشم. از رؤیاهای خویش هرقدر پیش پا افتاده در حضور تو شرمگین نمی‌شوم.

همه را، همه را برای تو می‌گویم. همه رؤیاهایم را، خواسته‌هایم را، هرقدر کوچک،

هرقدر هم که کودکانه، به تو می‌گویم.

تو به من آموخته‌ای خواستن و طلب کردن را؛ که همیشه نیکی‌ها را طلب کنم؛ که

تنها از تو بخواهم و از غیر تو هیچ نخواهم. پروردگارا! گنج‌های تو نامتناهی‌است و

هرقدر عطا کنى، کاستی نمی‌یابد. پس، از تو روزافزون طلب می‌کنم و تمام خیرها

و خوبی‌ها را یک‌جا از تو می‌خواهم.

خدایا! کمکم کن تا آرزوهایم شایسته و روا باشند. کمکم کن بهترین‌ها را آرزو کنم.

من با آرزوهای خویش زنده‌ام. یاری‌ام کن آرزوهایم ارزش خواستن و با آنها زندگی

کردن را داشته باشند. به من بیاموز چیزی را آرزو کنم که تو دوست می‌دارى، چیزی

را طلب کنم که مرا به تو نزدیک‌تر سازد. به من بیاموز در راه رسیدن به آرزوهایم

صبور باشم و تن به قضا و قدر تو بسپارم. بیاموز که برای کسب نیکی‌ها، شکیبایی

پیشه کنم. در راه استجابت دعاهایم، هرگز ناامید نشوم و هرگز در مهر تو تردید نکنم.

خدایا! مباد ابلیس در آرزوهایم مرا راهبر شود. مباد دل به وعده‌های دروغ او ببندم و

وعده‌های راستین تو را از یاد ببرم. مباد هنگام دل‌بستن به لطف تو، او مرا از

وعده‌هایت ناامید کند. مباد تأخیر در رسیدن به آرزوهایم،‌رشته الفت مرا از تو ببرد

و دوستی‌ام را با شیطان محکم کند. کمکم کن خالق مهربان! ... هرگز صبر و امیدم را

 از دست ندهم و هرگز به درگاه تو جز با خوش‌بینی روی نیاورم. خدایا! مرا به

 آرزوهایم برسان؛ آرزوهایی که خیرند و امید به رسیدنشان، امید به قرب توست.

دعاهایم را مستجاب کن تا ایمان و عشقم به تو روز به روز افزون‌تر شود و ابلیس

حیله‌گر به خاک سیاه بنشیند.

خدایا! هر آنچه از زیبایی و نیکی که نزد توست، سخت مرا شیفته خود کرده. به

تمام خوبی‌هایی که نزد خود دارى، مشتاق و محتاج و آرزومندم. صدای مرا بشنو؛

صدای بنده‌‌ای که امیدش به آنچه نزد توست، بزرگ است...

دستم را بگیر تا در هوای عشق تو پرواز کنم و از قفس غبارآلود تن رها شوم و

اوج بگیریم تا آسمان آبی بندگی تو، ای مهربان‌ترین مهربانان.



:: بازدید از این مطلب : 482
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari
لیلة الرغائب چگونه شبی است ؟

159407 488 لیلة الرغائب مراقب آرزوهایت باش

 
درهای عرش دوباره باز می‌شوند و فرشتگان ندای این الرجبیون سرخواهند داد اینگونه است که سفره‌های برکت را می‌گسترانند و در کنار سجاده هر بنده‌ای حضور می‌یابند تا آرزوهای بلندش را به ملکوت برسانند.
به گزارش گروه گل یاس، رغائب از میل، رغبت، بخشش و عطا می‌آید و امشب، به معنای میل بندگان است به طلب پروردگارشان و عطای بی‌منت خداوند جلیل المرتبه بر سر بندگانش.
 
بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب می‌گویند و از برای آن عملی از حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وارد شده با فضیلت بسیار که سیّد در اقبال و علاّمه در اجازه بنی زهره نقل کرده‌اند از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار بسبب او آمرزیده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالی بفرستد ثواب این نماز را بسوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح پس با وی گوید ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی از هر شدّت و سختی گوید تو کیستی؟ بخدا سوگند که من روئی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بوئی بهتر از بوی تو نبوئیدم.
 گوید من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردی؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قیامت پس خوشحال باش که خیر هرگز از تو معدوم نخواهد شد.
 

وکیفیت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه میداری چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز می‌گذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ می‌خوانی و چون فارغ شدی از نماز هفتاد مرتبه می‌گوئی« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» پس به سجده می روی و هفتاد مرتبه می‌گوئی:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمی‌داری وهفتاد مرتبه می‌گوئی«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده می‌روی و هفتاد مرتبه می‌گوئی:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را می‌طلبی که انشاءالله برآورده خواهد شد


:: بازدید از این مطلب : 501
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

دو چیز را همیشه فراموش كن:

خوبی كه به كسی می كنی

بدی كه كسی به تو می كند

همیشه به یاد داشته باش:

اگر در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار

اگر در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار

اگر در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار

اگر در نماز ایستادی دلت را نگه دار


دنیا دو روز است:

یک روز با تو و یک روز علیه تو

روزی كه با توست مغرور مشو

و روزی كه علیه توست مایوس نشو

چرا كه هر دو پایان پذیرند


آموختن را بکار ببند:

به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد

به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد

به دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد


سه چیز را از هم جدا كن:

عشق، هوس و تقدیر

چون اولی مقدس است و دومی شیطانی

اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی

در دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را برطرف میكنند، پدر و مادرت و نفر سومی كه خودت پیدایش میكنی، مواظب باش كه از دستش ندهی و بدان كه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود چرا که در ترسیم تقدیرت نیز نقش خواهد داشت.

چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تو هستند
چگونه از آنها استفاده میكنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟

بدان كه قلبت كوچک است پس نمیتوانی تقسیمش كنی
هر گاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكی اش جبران شود.

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان
چون همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.


همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن
آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی، كارها به خوبی پیش می روند.

از خدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.

از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است

هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه برای او غیر ممكن وجود ندارد
و تمام غیر ممكن ها فقط برای کسانیست که
از ایمــان دل بریده اند و امیــد را به دل راه نمی دهند



:: بازدید از این مطلب : 485
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari
سلام به همه دوستای گل ونازنینم.بالاخره جشن فارغ التحصیلی ما هم برگزار شد و

 روزای آخریه که در دانشگاه طی میکنم.البته اگه خدا کمک کنه به طور جدی قصد

ادامه تحصیل دارم.شاید به زودی تعدادی عکس از مراسم باشکوه جشن فارغ

التحصیلیمون گذاشتم.در اون جشن که حدود ۴۰۰ نفر ......

برای مطالعه ی تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

رمز مطلب:شماره تلفن خونمون!



:: بازدید از این مطلب : 550
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : aliafsari

عظمت این کودک، آسمان‏ها را به زانو در می‏آورد.

کعبه هرگز شکوه کودک تو را تاب نخواهد آورد، بنت اسد!

اندکی درنگ کن،

هم اکنون کعبه را خواهی دید که از شوق حضور طفل تو، سینه خواهد شکافت!

و کعبه، آغوش گشود و فاطمه را چون جان شیرین پذیرا شد.

چشم‏ها، مبهوت و متحیّر،

عظمت این دقایق را به نظاره نشسته بودند.

صدای همهمه، بیشتر شد؛

بنت اسد داخل کعبه شد و ابوطالب،

این خبر دلنشین را مشتاق شد و به جستجوی همسر شتافت.

نه!

کسی راه به کعبه ندارد؛

کعبه اکنون مهبط فرشتگان است!

سه روز گذشت و برای ابوطالب، سه هزار سال گذشت.

و سرانجام یک روز نسیم،

عطر یک خبر دل‏انگیز را به مشام تشنه ابوطالب رساند و روح و جانش را صفا داد.

و آفتاب طلوع کرد؛

آن هم از کعبه

فاطمه، ماه را در بغل گرفته بود!

صدای همهمه بیشتر شد؛

این کودک چه قدر عظمت دارد!

به دنیا آمد و «علی» شد.

علی افسری نژاد

ابوطالب، به شکرانه وجود علی،

میهمانی باشکوهی داد و گفت:

به برکت حضور این کودک،

هر که به میهمانی می‏آید، باید اوّل هفت بار به دور کعبه طواف کند!

دیدار علی قداست دارد!

اول باید پاک شد، مطهّر شد،

آن گاه به دیدار علی رفت!

پیامبر رحمت، طفل را در آغوش گرفت!

آفتاب، ماه را در بغل گرفت و ماه، پلک گشود و به یمن دیدار آفتاب، تبسّم کرد.

و ماه، از آغاز تولد، برادر آفتاب شد!

مولا! ای که تمام واژه‏ها،

از توصیف عظمت تو عاجزند!

و ای آن‏که تمام عقل‏ها از درک بزرگی‏ات قاصر!

چه تقدیر دلنشینی داری! می‏آیی از کعبه و می‏روی در خانه خدا!

علی جان!

درمانده‏ام از وصفت که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم چه زیبا فرمود:

«اگر تمام درختان قلم شوند، تمام دریاها مرکب و تمام انس و جن کاتب،

باز هم نمی‏توانند ذره‏ای از فضایل علی را بنویسند».

پس مرا ببخش که جسارت کردم و خواستم شکوه تو را،

در قالب واژه‏های زمینی به تصویر کشم!

مگر می‏شود لحظه‏های عمیق حیدری را نوشت؟

تو همانی که در بدر و احد حماسه آفریدی و در خیبر،

آسمان و زمین را به تحسین واداشتی.

تو همانی که صورت بر آتش تنور پیرزنی گرفتی

 و صولت صفدری را با شادی کودکان قسمت کردی!

نه!

بگذار خاموش شوم که هرگز قادر به گشودن سرّ خدا نیستم!

بگذار تو را به اندازه درک خودم دوست بدارم؛

آن قدر که در قلب کوچک من جای شوی

فرا رسیدن میلاد با سعادت مولای درویشان،امام عاشقان

حضرت علی (ع) و

روز پدر بر همگان مبارک باد



:: بازدید از این مطلب : 461
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 خرداد 1391 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران